فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ١٠٩٩
وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً ، ( ١ ) ( ١ ) . سورهى سبأ / ١٨
و ميان آنان و ميان شهرهايى كه در آنها بركت نهاده بوديم ، شهرهايى آشكار قرار داديم ؛ به خدا قسم ما شهرهايى هستيم كه در آن بركت نهاده است ، و شما شهرهاى آشكاريد .
[ شيخ طوسى در ادامه ميفرمايد : ] از جمله ستودگان حمران بن اعين است ، حسين بن عبيدالله ، از ابو جعفر محمد بن سفيان بزوفري ، از احمد بن ادريس ، از احمد بن محمد بن عيسي ، از حسن بن على بن فضال ، از عبد الله بن بكير ، از زراره روايت ميكند : سخن از حمران بن اعين رانديم و امام باقر ( ٧ ) فرمودند : به خدا سوگند هرگز مرتد نميشود [ و از حق باز نميگردد ] ، آنگاه مدتى سكوت كردند ، سپس فرمودند : آري ، به خدا هرگز مرتد نميشود .
ديگر از آنان مفضل بن عمر است ، با همين سند از احمد بن ادريس ، از احمد بن محمد بن عيسي ، از حسين بن سعيد ، از محمد بن ابى عمير ، از حسين بن احمد منقري ، از اسد بن ابى علاء ،
از هشام بن احمر : حضور امام صادق ( ٧ ) رسيدم و ميخواستم در مورد مفضل بن عمر
از ايشان پرسش كنم ، ايشان در زمين خود بودند ، روز بسيار گرمى بود و عرق بر سينهشان جارى بود . پس خود ابتدا به سخن كرده فرمودند : قسم به خدايى كه جز او خدايى نيست ، چه مرد خوبى است مفضل بن عمر جعفي ، قسم به خدايى كه جز او خدايى نيست ، چه مرد خوبى است مفضل بن عمر جعفى - من شمردم و سى و چند بار اين سخن را تكرار كردند - و فرمودند : او پدرى بعد از پدرى است .
از هشام بن احمر منقول است : اموالى را براى امام كاظم ( ٧ ) به مدينه بردم ، ايشان فرمودند : آن را برگير و به مفضل بن عمر بسپار ، من نيز چنين كردم و در خانهى مفضل آوردم .
موسى بن بكر گويد : خادم امام كاظم ( ٧ ) بودم ، هرچه [ اموال ] به ايشان ميرسيد از سوى مفضل بود . چه بسيار ميديدم مردى چيزى ميآورد ولى ايشان نميپذيرفت و ميفرمود : آن را به مفضل برسان .
ديگر از آنان معلى بن خنيس است ، او از خواصّ امام صادق ( ٧ ) بود . علت اينكه داود بن على او را به قتل رساند همين بود . او نزد امام ( ٧ ) ستوده بود ، بر اعتقاد به ايشان از دنيا رفت