در سوگ خورشيد - شالچى، عبد الرضا - الصفحة ٧ - پيش در آمد
مقابل ابرهاى سياه بود كه بادهاى كويرى بر استقامت و پايداريش مىافزود.
او با غمزه، قلوب محبان ولايت را آرامش مىداد و مأمن امن و امان و ملجاء جماهير امم و مصدر اعاظم و همم و سايه آسايش عباد و مايه آرامش بلاد و فحول فقها و اكابر و چشمه جوشان فضايل و مناقب بود.
آرى با نظر صائب و رأى ثاقب داد اجتهاد و انتقاد ميداد و شيفتگان علوم مكتب جعفرى و اركان افاضل دانشورى را از زلال عيون فيض بخش ولايت مرتضوى بهرهمند مىكرد و همواره در مسند مباحثات در صدر تحقيق جاى داشت و در حلبات مطارح انظار و مسارح افكار، گوى سبقت را از همگان ربوده بود.
آرى، به حق از آن شجره طيبهاى هستى كه اگر نبود براى حمل گرانبار ثقيل امانت محبت «انا عرضنا الامانه على السموات و الارض و الجبال» هيچ موجودى ياراى تحمل مشقات آنرا نداشت و همه ترسان و لرزان كوس فابين سر دادند و اگر نبود براى نوشيدن جام بلا: «هر كه در اين بزم مقربتر است جام بلا بيشترش مىدهند» عرش را بر فرش ارزانى نمىداشت.
چه كسى توان اجر نهادن به اين همه فضايل روحانى و مناقب جاودانى و مشقات و مصائب جسمانى دارد.
«قلا لا اسألكم عليه اجرا الا المودة في القربى»
ولى شيفتگان آستان مرجعيت، شائقانه بر آن شدند كه اين مجموعه حكمت حكما و شاهنامه عشاق و كارنامه مشتاقان را كه طوطيان طوبى ارواح، و بلبلان قفس اشباح از حزين حال به منقار قال آوردهاند را جمعآورى كنند تا عرض اخلاص و ارادتى به ساحت مقدّس يگانه سنبل حرّيت، ابرمرد تاريخ و نمونه كامل علم و دانش و