در سوگ خورشيد - شالچى، عبد الرضا - الصفحة ٥ - پيش در آمد
[پيش در آمد]
بسم اللّه الرحمن الرحيم
اين بقية اللّه التى لا تخلو من العترة الهادية عزيز علىّ ان أرى الخلق و لا ترى
آرى چشمانمان از ظلمت حجاب، سخت محجوب، پشتمان از ثقل امانت خميده، لبهايمان از التهاب وله خشكيده، دستهايمان از فرط نياز پينه بسته و بر پاى خستهمان از كثرت جستجو، تاول نشسته؛ ولى چشمان خارپشت ما قابليت زيارت حديقه امامت و لاله لالهزار مهدويت را ندارد، و از درك فيوضات فياض ولايت عظمى و امامت كبرى محروميم.
دلبسته بر آن بود كه لاجرم پروانهوار بر گرد نايب بر حقش، آن خورشيد تابان، مشعل فروزان، خوب خوبان، قطب قائدى از قبيله قائم (عليه السّلام) مىگشتيم و او را چون نگينى حلقه مىزديم، ولى افسوس! هزار افسوس! كه مراد رفت و مريدان را به خدا سپرد و در سايه طوبى، در جوار سدرة المنتهى مأوى گزيد.
يكسال از افول آن كوكب درّى فقاهت مىگذرد و ما هنوز در سوگ آن طبيب روحانى، شيونزنان به دنبال گمگشته خويش بىتابيم، چرا كه سرايش اتاق انتظار دلباختگان مولايمان مهدى (عليه السّلام) بود، هم او كه