اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٤ - باب دويم در بيان توحيد و نفى تشبيه و مراد از نفى تشبيه متصف نبودن آن جناب است بصفات ممكنات و عدم اشتراك با ايشان در حقيقت صفات
را و ترجمه آيه اينست كه و از براى خدا گردن نهاد هر كه در آسمانها و زمين است از روى طوع و رغبت و كراهت و نفرت.
پدرم گفت «رضى» كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه گفت كه حديث كرد ما را محمد بن حسين از محمد بن سنان از اسحق بن حرث از ابو بصير كه گفت حضرت امام جعفر صادق ٧ حقه را بيرون آورد و از آن حقه پارچه كاغذى را بيرون آورد پس ديديم كه در آن نوشته بود كه پاك و منزه ميشمارم خدائى را كه يگانه است آنكه غير از او خدائى نيست قديم و ديرينه كه چيزها را آغاز كرده و آنكه او را آغازى نيست و دائم و هميشه كه او را نيستى نباشد و زنده كه نميميرد و آفريننده آنچه ديده مىشود و آنچه ديده نميشود و هر چيزى را بدون آموختن ميداند اينست خدائى كه او را شريكى نيست.
حديث كرد ما را محمد بن قاسم مفسر «رضى» گفت كه حديث كردند ما را يوسف بن محمد بن زياد و على بن محمد بن سيار از پدران خويش از حضرت حسن بن على بن محمد بن على بن موسى الرضا از پدرش از جدش : كه فرمود مردى بسوى امام رضا ٧ برخاست و بآن حضرت عرض كرد كه يا ابن رسول اللَّه پروردگار خود را از براى ما وصف كن زيرا كه كسانى كه پيش از ما بودهاند يا آنان كه در نزد ما هستند بر ما اختلاف كردهاند حضرت امام رضا ٧ فرمود كه هر كه پروردگارش را بقياس و اندازه وصف كند در همه روزگار پيوسته در آشفتگى باشد و از راه راست مائل و در كجى كوچكننده و رونده و از راه حق گمراه و دور افتاده باشد و آنچه بگويد خوب و زيبا نباشد او را مىشناسم بآنچه خودش را بان شناسانيده بدون ديدن و وصف ميكنم او را بآنچه خودش را با آن وصف فرموده بدون صورت بحاسها دريافته نميشود و او را بمردم قياس نميتوان كرد شناخته شده است نه بتشبيه و نزديك است با وجود دوريش بدون مانند و بآفريده خود مانند نميشود و در قضيه و حكمش ستم نميكند خلق بسوى آنچه دانسته منقاد و فروتنى نمايندگانند و بر آنچه در مكنون و پوشيده از كتابش نوشته