ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٩٩ - مجلس چهارم، در نبوت
و جبريل ركاب بگرفت و نخست به بيت المقدس رفت و سپس به آسمان دنيا فرشتگان با او ديدار كردند و سلام دادند و برابر او به پرواز در آمدند تا آنكه به آسمان هفتم رسيد.
عكرمه[١] مىگويد: چون قريش تصميم گرفتند و هماهنگ شدند كه بنى هاشم و بنى عبد المطلب را در شعب ابى طالب محاصره كنند ميان خود عهدنامهيى نوشتند و همه افراد خاندان هاشم و عبد المطلب، چه مؤمن و چه كافر غير از ابو لهب و ابو سفيان[٢] به همان دره رفتند و سه سال در آن دره محصور بودند و در اين مدت پس از اينكه پيامبر به بستر خود مىرفت و چشمهاى مردم مىخفت، ابو طالب مىآمد و ايشان را از بستر بلند مىكرد و على ٧ را به جاى ايشان مىخواباند و على ٧ مىگفت:
پدر جان! امشب احتمالا كشته مىشوم و ابو طالب ٧ چنين مىگفت:[٣] «اى على! شكيبا باش كه شكيبايى خردمندانهتر است و هر شخص زندهيى به سوى مرگ مىرود. ترا در مورد دشوارى آزموديم كه فداى شخص نجيب پسر نجيب گردى. براى اينكه فداى سپيد چهره والانژادى كه رخشنده و بخشنده و نيرومند است گردى. اگر تيرهاى پراكنده مرگ به سويت رها مىشود، برخى به هدف مىخورد و برخى به هدف نمىخورد و هر شخص زندهيى هر چند عمرش دراز باشد سرانجام نصيب خود را از تير مرگ در مىيابد.» امام چهارم على بن حسين ٧ فرموده است: ابو طالب با شمشير خود از پيامبر ٦ دفاع و با جان و دل از ايشان نگهبانى و نگهدارى مىكرد. چون مرگ ابو طالب فرا رسيد پيامبر ٦ نيرومند و دعوتش آشكار شده بود، ولى قريش همچنان در دشمنى و رشكورزيدن نسبت به ايشان پايدارى مىكردند، و در اين هنگام پيش ابو طالب آمدند و رسول خدا هم آنجا بودند. قريش به ابو طالب گفتند: ما از برادرزادهات مىخواهيم نسبت به ما انصاف دهد. ابو طالب پرسيد: منظور چيست و چه
[١]. عكرمة از بربريان شمال افريقا، آزاد كرده ابن عباس و شاگرد او، متولد ٢٥ و درگذشته ١٠٥ هجرى قمرى است. او به خوارج و نجده حرورى گرايش داشته است. رك.
به: زركلى، الاعلام صفحه ٤٤، جلد ٥. م.
[٢]. متوجه نشدم كه اين اشتباه چگونه از فتال سر زده است. ابو سفيان پسر حرب پسر اميه پسر عبد شمس است، و از بنى هاشم و بنى عبد المطلب نيست. م.
[٣]. اين ابيات در صفحه ٩٣ جلد ٣٥ بحار الانوار و صفحه ٦٤ مناقب ابن شهر آشوب صحيحتر و با اختلاف لفظى اندكى آمده است. م.