ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٩٨ - مجلس چهارم، در نبوت
جمع فرمود كه ابو لهب هم بود. ابو لهب پنداشت پيامبر مىخواهد از دعوت آنان به آنچه قبلا دعوت فرموده است دست بردارد. برخاست و گفت: اى محمد! اينان كه جمع شدهاند عموها و پسر عموهاى تو هستند. سخن بگو و بدان كه قوم ترا ياراى جنگ و ستيز با اعراب نيست. پيامبر ٦ برخاست و چنين سخن گفت: نخست خدا را ستود و نيايش كرد و چنين ادامه داد: همانا پيشاهنگ و پيشتاز به اهل خود دروغ نمىگويد. سوگند به خداوندى كه خدايى جز او نيست، من فرستاده خدايم بر حق و به ويژه نخست براى شما و سپس براى همگان و عموم مردم.
سوگند به خدا همين گونه كه مىخوابيد، همين گونه خواهيد مرد، و همين گونه كه بيدار مىشويد، پس از مرگ بر انگيخته خواهيد شد و هر آينه به حساب شما بررسى مىشود آنچنان كه مىدانيد و هر آينه در قبال نيكى به نيكى پاداش داده مىشويد و در قبال بدى به بدى و همانا يا بهشت جاودانه است يا آتش جاودانه و شما نخستين گروهيد كه پند و بيم داده شديد. گروهى از خويشاوندان به آن حضرت گرويدند.
در اين هنگام قريش در دار الندوه (انجمن خانه) خويش جمع شدند و عهدنامهيى بر ضد بنى هاشم نوشتند كه با آنان سخن نگويند و خريد و فروش نكنند مگر آنكه پيامبر ٦ را به ايشان تسليم كنند كه او را بكشند. سپس بنى هاشم را از خانههايشان بيرون كردند و آنان در دوره ابو طالب فرود آمدند. قريش بر ايشان نگهبانان گماشتند و سه سال در آن دره مقيم بودند تا آنكه خداوند موريانه بر آن عهد نامه افكند كه آن را خورد و از ميان برد.[١] پيامبر ٦ همچنان به ايشان معجزاتى نشان مىداد و از امور پوشيده به آنان خبر مىداد و خداوند اين آيه را بر آن حضرت نازل فرمود: «و شتاب مكن به قرآن پيش از آنكه برسد بسوى تو وحى آن»[٢]، و معنى اين است كه بر خواندن قرآن بر ايشان شتاب مكن تا آنكه تفسير آن بر تو نازل شود همان گونه كه تلاوت آن بر تو نازل مىشود.
آنگاه شبى جبرئيل به حضور پيامبر ٦ كه در منطقه ابطح بود آمد و براق همراهش بود كه از استر كوچكتر و از خر بزرگتر بود. پيامبر ٦ بر آن سوار شد
[١]. مرحوم مجلسى در صفحه ١٩٧ جلد ١٨ بحار از قول قتاده و به نقل از مناقب ابن شهر آشوب اين خطبه پيامبر را آورده است. م.
[٢]. آيه ١١٥ سوره بيستم( طه) و براى اطلاع بيشتر به صفحه ٣٢ جلد ٧ و ٨ مجمع البيان طبرسى مراجعه فرماييد. م.