ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٨٦ - مجلس سوم، در شگفتيهايى كه دلالت بر بزرگى خداوند متعال دارد
جلال است كه شصت سرا پرده است و در هر سرا پرده هفتاد هزار فرشته و فاصله هر سرا پرده با سرا پرده ديگر پانصد سال راه است، سپس سرا پردههاى عزت و سرا پردههاى كبرياء و عظمت و قدس و جبروت و فخر و نور سپيد و سپس سرا پردههاى وحدانيت است و مسير هفتاد هزار سال است (مساحت هفتاد هزار سال در هفتاد هزار سال است)، سپس حجاب اعلى است و در اين هنگام سكوت فرمود و سخن خود را به پايان رساند. عمر بن خطاب به او گفت: اى ابو الحسن! خدا كند زنده نمانم در آن روزى كه ترا نبينم.[١] ابن الفارسى مىگويد: اين حجابها دليل بر عظمت الهى است همان عظمتى كه تصور آن هم براى خلق بيرون از قدرت است و بديهى است كه خداوند به مكان توصيف نمىشود و پوشيده به حجابى نيست.[٢] امام صادق ٧ فرموده است: حاملان عرش الهى به اين صورتند: يكى از ايشان به صورت آدميان است و براى آنان از خداوند طلب روزى مىكند. دوم به صورت خروس است و براى پرندگان طلب روزى مىكند. سوم به صورت شير است و از خداوند براى درندگان طلب روزى مىكند و چهارم به صورت گاو است و از خداوند براى چهار پايان طلب روزى مىكند و از آن هنگام كه بنى اسرائيل گوسالهپرستى كردهاند، سر به زير افكنده است و چون روز رستاخيز شود شمار آنان به هشت مىرسد.
از امام حسن بن على ٧ هم سؤال شد، يعنى مردى شامى به ايشان گفت: بگوييد فاصله ميان حق و باطل چند است و فاصله ميان آسمان و زمين چند و ميان خاور و باختر چند است و قوس قزح چيست و چشمهيى كه ارواح مشركان به آن مىرود چيست و چشمهيى كه ارواح مؤمنان به آن مىرود چيست؟ مادينه چيست و آن ده چيز كه هر يك از ديگرى سختتر است چيست؟ امام مجتبى ٧ در پاسخ فرمود: ميان حق و باطل چهار انگشت فاصله است.
[١]. اين خطبه در نهج البلاغه نيامده است ولى در خطبه ٩٠( صفحه ٢٢١ نهج البلاغه چاپ آقاى فيض الاسلام) وصف فرشتگان آمده است و بايد به آنجا و شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد مراجعه كرد. م.
[٢]. ابن الفارسى را نشناختم. آيا منظور جعفر بن احمد بن فارس درگذشته ٢٨٩ هجرى قمرى است كه از محدثان بنام و در گذشته در محله كرخ بغداد است، يا ابو الحسن احمد بن فارس درگذشته ٣٩٥ در رى؟ م.