ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٧٩٨ - مجلس نود و هفتم، در دوزخ و چگونگى آن
و همان حضرت فرمودهاند: همانا در آتش، مارهايى چون گردن شتران تنومند، وجود دارد كه هر بار گزش آنان تا چهل سال سوزش دارد و در آن كژدمهايى به بزرگى استر وجود دارد كه درد و سوزش گزش آنان تا چهل سال احساس مىشود.[١] ابن عباس گويد: جهنم را هفت در است و بر هر در، هفتاد هزار كوه است و در هر كوه، هفتاد هزار دره و در هر دره، هفتاد هزار وادى و در هر وادى، هفتاد هزار شق و در هر شقى، هفتاد هزار خانه، و در هر خانه هفتاد هزار مار است كه بلندى هر يك به اندازه مسير سه روز راه است و بلندى نيشهاى آن مارها چون درختان خرماى بلند است. اين مارها به سراغ آدميان دوزخى مىآيند و او را از لبها و پلكهاى چشمش مىگيرند و شروع به كندن تمام گوشتهاى او مىكنند. آدمى، گاه از بيم مىگريزد و در نهرى از نهرهاى دوزخ مىافتد و هفتاد سال در آن سرگردان است.[٢] شاعر چنين سروده است:
«پروردگارا! گويى من در قيامت بر پا ايستادهام و هنگامى كه نامه عمل خويش را مىخوانم، اشگهايم ريزان است. پروردگار جبار به من مىفرمايد: نامه عمل خود را بخوان كه اى بنده من! اينك پاداش آنچه را كه انجام دادهاى به تو خواهم داد.
اى واى بر من از توقف من در آنجا و از نامه عملم كه مصيبتهاى بزرگ را بر من فراهم كرده و بر شمرده است. گناهان گذشته و قديمى مرا كه آنها را از ياد برده و و فراموش كردهام به من مىشناساند. ميزان و ترازو براى قضاوت و بررسى نهاده مىشود و براى بندگان خدا، خداوند خود بسندهتر قاضيان است. چهرههايى با رنگ باز و خندانند و چهرههاى ديگرى گريان، روى به آتش دارند.» سخن ما در اينجا به پايان رسيد و در آغاز كتاب گفتيم كه بسيارى از اخبار و روايات ظاهرش بر خلاف حق و از حشوها به نظر مىرسد و لازم است خواننده در باره آن تأمل و دقت كند و آن را به طريقى كه موافق با اصول و دلايل عقلى است توجيه كند و من در اين كتاب هر خبرى را كه آوردم، هر چند به ظاهر حشو و سست به نظر برسد، به معنى آن آگاه بودهام ولى از شرح و معناى آن از بيم طولانى شدن كتاب خوددارى كردم و سزاوار است كه كسى تصور نكند كه من حشوى مذهبم و امور را
[١]. محجة البيضاء، ج ٨ ص ٣٦٠، م.
[٢]. رواياتى نظير اين در محجة البيضاء، جلد ٨، صفحات ٣٥٣ تا ٣٥٩، آمده است. م.