ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٧٩ - مجلس دوم، در شناختن خداوند
مضطر و بدون اختيار نبودهايد.[١] مرد شامى پرسيد: پس اين قضا و قدرى كه ما را در اين راه برده و آورده است چيست؟ فرمود: اى برادر شامى! شايد در گمان خود آن را قضاى لازم و مقدور محتوم مىدانى. آرى، اگر چنين باشد، پاداش و عقاب و بيم و نويد و فرمان دادن و باز داشتن همه باطل است و نيكوكار براى دريافت پاداش نيكو سزاوارتر از گنهكار نيست و گنهكار براى شكنجه سزاوارتر از نيكوكار نيست. اين گفتار بت پرستان و دشمنان خدا و گروه شيطان است و سخن كسانى است كه دروغ و بهتان مىزنند و سخن معتقدان به قدر و مجوس اين امت است. همانا خداوند به بندگان خود فرمان تخييرى (اختيارى) و نهى تحذيرى و تكليف آسان و اندك فرموده است و در قبال كار كم پاداش بسيار لطف مىكند و هرگز او را به زور اطاعت نمىكنند و به اجبار معصيت نمىورزند و تكليف دشوار بر كسى نيست. خداوند متعال پيامبران را ياوه و بازيچه و كتاب را بيهوده نفرستاده است و آسمانها و زمين و آنچه را ميان آنهاست، ياوه نيافريده است. اين گمان باطل كسانى است كه كافر شدهاند و واى بر آنان كه كافر شدهاند از شكنجه آتش.
مرد شامى گفت: پس منظور از قضا و قدرى كه رفت و برگشت ما به آن بستگى دارد چيست؟ فرمود: فرمان و حكم خداوند كه در اين مورد است و سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «و فرمان خدا حكم گذارده شده و نافذ است»[٢]. مرد شامى چون اين سخن را شنيد، شادمان برخاست و گفت: گره از كارم گشودى، خدايت گشايش دهاد و شروع به سرودن (خواندن) اين ابيات كرد: «تو همان امامى هستى كه با اطاعت از تو روز رستاخيز از خداوند بخشنده اميد آمرزش داريم.
آنچه را از دين ما كه دشوار و پيچيده بود روشن ساختى و توضيح دادى خدايت از سوى ما در اين مورد پاداش نيكو دهاد.
[١]. در اصول كافى، ص ٢١٦، ج ١، چاپ اسلاميه با تفاوتهايى آمده است و ابيات دنباله حديث هم فقط دو بيت است. در صفحه ٣٨١ توحيد صدوق با تفاوتهاى لفظى كمتر آمده است و ابيات شش بيت است. م.
[٢]. بخشى از آيه ٣٩ سوره سى و سوم( احزاب)، كه براى اطلاع بيشتر بايد به كتابهاى تفسير مراجعه كرد. م.