ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٧٨٢ - مجلس نود و سوم، در قيامت و صراط و نصب موازين
امام صادق فرموده است: روز قيامت بندهيى پير و سالخورده را مىآورند كه چون نامه عملش به او سپرده مىشود، به ظاهر چيزى جز خطاها و كارهاى زشت در آن ديده نمىشود. بررسى آن طول مىكشد و آن بنده عرضه مىدارد: پروردگارا! آيا فرمان مىدهى كه مرا در آتش افكنند؟ خداى جبار جل جلاله مىفرمايد: آزرم مىكنم كه تو را عذاب دهم و حال آنكه در دنيا براى من نماز مىخواندى. اين بنده مرا به بهشت بريد.[١] پيامبر ٦ فرمودهاند: هيچ بندهيى به روز قيامت نمىتواند گام از گام بردارد تا آنكه در مورد چهار چيز از او پرسيده شود، از مدت عمرش كه چگونه سپرى ساخته است و از جوانيش كه چگونه آن را گذرانيده است و از اموالش كه چگونه به دست آورده و چگونه هزينه كرده است و از دوستى او با اهل البيت.[٢] امام صادق فرموده است: چون خداوند اراده فرمايد كه مردم را زنده كند و بر انگيزاند، چهل شبانروز آسمان بر زمين باران مىبارد. مفاصل جمع و بر آن گوشت روييده مىشود.[٣] امير المؤمنين على ٧ فرموده است: روز قيامت گور هيچ كس شكافته نمىشود مگر اينكه دو فرشته بازوان او را مىگيرند و مىگويند: دعوت پروردگار عزت را پاسخ بگوى. همانا بزرگترين اندوهها روز قيامت، اندوه كسى است كه مالى را از حرام و راه نافرمانى خدا به دست آورده باشد و آن را كس ديگرى به ارث برده و در راه فرمانبردارى از خداوند هزينه كرده باشد و به آن طريق وارد بهشت شود و حال آنكه شخص اول وارد دوزخ شود.[٤]
فصل
خداوند متعال در آيات ١١ و ١٢ سوره نود (بلد) فرموده است: «به گردنه تكليف تن در نداد و چگونه توانى دانست كه آن عقبه و گردنه چيست؟» در باره صراط گروهى گفتهاند: راهى به بهشت يا دوزخ است كه براى بهشتيان
[١]. در امالى صدوق، ص ٣٧، چاپ آقاى كمرهيى، آمده است. م.
[٢]. به نقل از تفسير على بن ابراهيم و خصال، در بحار الانوار، ج ٧، ص ٢٥٨، آمده است. م.
[٣]. به نقل از امالى صدوق، ص ١٠٧، در همان جلد بحار الانوار، ص ٣٢، آمده است. م.
[٤]. به نقل از امالى صدوق، در بحار الانوار، ج ٧، ص ١٠٦، آمده است. م.