ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٧٧٤ - مجلس نود و يكم، در مرگ و روح
بدنش مىدهد، آنچه در فاصله آسمان تا زمين مىبيند، خوابهاى آشفته و پريشان است.[١] امام صادق ٧ فرموده است: شيطان را عفريتى به نام هزع است كه ميان خاور و باختر انباشته است و همه شب به خواب مردم مىآيد.[٢] امير المؤمنين ٧ فرموده است: روح نام فرشتهيى از فرشتگان است كه او را هفتاد هزار چهره است و هر چهرهاش هفتاد هزار زبان دارد كه با هر زبان به هفتاد هزار لغت خداوند را تسبيح و ستايش مىكند و از هر ستايش او فرشتهيى آفريده مىشود كه با ديگر فرشتگان روز قيامت پرواز مىكند.[٣] برخى از حكيمان گفتهاند: خداوند متعال روح را از پنج چيز آفريده است، نخست از جوهر نور، و دليل بر اين موضوع آنست كه تا هنگامى كه روح در بدن است، بدن نورانى است و دو چشم مىبيند و گوش مىشنود و زبان سخن مىگويد و دل مىانديشد و كارهاى ظاهرى و باطنى از آن بروز مىكند و چون روح از بدن زايل شد، همه اين امور زايل مىشود، و از جوهر بوى خوش، به اين دليل كه تا در بدن روح قرار دارد، خوشبوست و چون از آن جدا شد، به شدت بدبو مىشود، و از جوهر بقاء و زندگى، زيرا تا روح در بدن است، زنده است و چون روح از آن زايل مىشود مرده است، و ديگر جوهر حيات، كه تا روح در بدن است، حى است و چون روح از آن بيرون شود مرده است، و سرانجام از جوهر دانش كه تا روح در آن است داناست و چون روح از آن بيرون مىرود، ديگر چيزى نمىداند.
شاعر چنين سروده است:
«مرگ زندگى مرا تيره ساخته و گناهانم آمرزيده نشده است و مرگ مرا تنها در صحراهاى دور افتاده و وحشتزا افكنده است. اى كسى كه در جستجوى گنجى! من اكنون گروگان گناهان و خطاهاى درماندهكنندهام.»
[١]. به نقل از امالى صدوق، ص ٨٩، در همان جلد بحار الانوار، ص ١٥٩، آمده است. م.
[٢]. به نقل از امالى صدوق، ص ٨٩، در همان جلد بحار الانوار، ص ١٥٩، آمده است. م.
[٣]. اين گفتار امير المؤمنين را مرحوم مجلسى در همان جلد بحار الانوار، ص ٥، ضمن تفسير آيه ٨٥ سوره بنى اسرائيل نقل كرده است. م.