ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٧٧ - مجلس دوم، در شناختن خداوند
او را در گمان نياورى و عدل اين است كه به او تهمت نزنى.
از امام صادق ٧ روايت است كه فرموده است: اساس توحيد و علم آن بسيار است و هر عاقلى را از آن چاره نيست، ولى آنچه را آگهى بر آن و حفظش آسان است فراگير. توحيد آن است كه آنچه را براى تو جايز است بر پروردگارت جايز ندانى و عدل آن است كه چيزهايى را كه خداوند در مورد آن ترا سرزنش كرده است، به او نسبت ندهى.
روايت است كه ابو حنيفه نعمان بن ثابت[١] گفته است: به مدينه رفتم و به حضور امام صادق ٧ رسيدم و سلام دادم و بيرون آمدم. پسرش موسى بن جعفر ٧ را ديدم كه در دهليز خانه در مكتب نشسته است. كوچك بود. به او گفتم شخص غريب در كجا بايد قضاى حاجت كند؟ به من نگريست و فرمود: از كنار جويهاى آب و جاهايى كه ميوهها بر زمين مىافتد و كنار جاهايى كه مردم فرو مىآيند و كنار خانهها و مسجدها و راههاى عمومى دور شود و سپس هر جا مىخواهد قضاى حاجت كند. چون اين سخن را از او شنيدم، حرمت او در دل و چشم من بزرگ شد و گفتم: فدايت گردم، گناه و معصيت از كيست؟ دوباره به من نگريست و فرمود بنشين تا برايت بگويم.
نشستم. فرمود: در انجام معصيت سه حال بيش نيست. يا از بنده است يا از پروردگارش يا از هر دو. اگر منشأ گناه از ناحيه خداوند عز و جل باشد خداوند دادگرتر و با انصافتر از اين است كه به بنده خود ستم كند و او را در قبال كارى كه نكرده است به شكنجه بگيرد و اگر از هر دو باشد خداوند شريك در آن است و قوى سزاوارتر به انصاف دادن بر بنده ناتوان خويش است و اگر از بنده به تنهايى باشد، درست است كه امر و نهى متوجه بر اوست و ثواب و عقاب مترتب بر او، و به اين سبب بهشت و دوزخ براى كسى فراهم مىشود. گويد چون اين سخن را از او شنيدم گفتم: «فرزندان كه برخى از آن از نسل برخىاند و خداى شنوا و داناست.»[٢] اين موضوع را به نظم در آورده و چنين سرودهاند:
[١]. نعمان بن ثابت: رئيس مذهب حنفى، متولد ٨٠ و درگذشته ١٥٠ قمرى، در زندان منصور عباسى، براى اطلاع بيشتر از شرح حال و منابعى كه در باره اوست، رك. به: زركلى، الاعلام، ص ٤، ج ٩. م.
[٢]. با تفاوتهاى اندكى و بدون ذكر اشعار در صفحه ٣٠٧ تحف العقول ابن شعبه حرانى، چاپ ١٣٩٤ ق، قم آمده است. م.