ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٧٦٤ - مجلس نود و يكم، در مرگ و روح
اگر بدانيد ديگر هيچ به تأخير نخواهد افتاد.» پيامبر ٦ فرمودهاند: آدمى زاده دو چيز را ناخوش مىدارد. نخست مرگ را و حال آنكه مرگ براى مؤمن مايه آسودگى از آزمايش است، و دوم اندكى مال را و حال آنكه اندكى مال موجب اندكى حساب است.[١] امام صادق فرموده است، خداوند عز و جل مىفرمايد: بر بندگان خويش سه نعمت ارزانى داشتهام. نخست آنكه پس از گرفتن روح، بوى بد را بر ايشان چيره ساختم و اگر چنين نمىبود هيچ دوستى جنازه دوست خويش را به خاك نمىسپرد.
دو ديگر آنكه آرامش را پس از مصيبت بر ايشان چيره ساختم و اگر چنين نمىبود، هيچ كس زندگى خود را روبراه نمىساخت. سوم اين حشرهيى كه بر گندم و جو چيره كردم و اگر چنين نبود، پادشاهان گندم و جو را همچون سيم و زر اندوخته مىكردند.
سلمان كه خداى از او خشنود باد مىگفته است: از شش چيز شگفت مىكنم. سه چيز از شگفتى به خندهام وامىدارد و سه چيز به گريه. آن سه چيز كه به گريهام وامىدارد، دورى ياران محبوب يعنى محمد ٦ و گروه اوست و هول مطلع (بيم مرگ و رستاخيز) و ايستادن برابر خداى عز و جل است و آن سه چيز كه به خندهام وامىدارد، جستجوگر دنياست كه مرگ به جستجوى اوست و غافل و بىخبرى كه از او غفلت نمىشود و آن كس كه دهان خود را به خنده مىگشايد و نمىداند آيا خداى از او خشنود است يا خشمگين.[٢] امام صادق ٧ فرموده است: چون مؤمن بميرد و چهل تن از مؤمنان بر جنازه او جمع شوند و بگويند پروردگارا ما از او چيزى جز نيكى نمىدانيم و تو از ما به او داناترى، خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد: من گواهى شما را پذيرفتم و آنچه را از او مىدانم كه شما نمىدانيد، بخشيدم.[٣] قيس بن عاصم[٤] مىگويد: همراه گروهى از بنى تميم به حضور پيامبر رسيدم
[١]. در خصال، چاپ آقاى كمرهيى، ص ١٠٦، ج ١، آمده است. م.
[٢]. در محاسن برقى، ص ١١٦، و خصال صدوق، ص ٢٩٠، ج ١، و بحار الانوار، ص ٣٨٧، ج ٧٠ آمده است. م.
[٣]. در خصال صدوق، ص ٣١٦، ج ٢، چاپ آقاى كمرهيى، آمده است. م.
[٤]. قيس بن عاصم: در سال نهم هجرت، همراه نمايندگان بنى تميم به حضور پيامبر٦ رسيد و مسلمان شد. براى اطلاع بيشتر از شعر و ادب او به استيعاب ابن عبد البر، ص ٢٣٢، ج ٣، در حاشيه اصابه ابن حزم، مراجعه فرماييد. م.