ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٧٥٤ - مجلس هشتاد و هشتم، در بيان توبه
روايت شده است كه معاذ بن جبل[١] در حالى كه مىگريست به حضور پيامبر آمد و سلام داد. پيامبر ٦ پاسخ سلامش را دادند و پرسيدند: چه چيز تو را به گريه واداشته است؟ گفت: اى رسول خدا! بر در خانه، جوانى نيكو اندام و خوش چهره و تر و تازه ايستاده و بر جوانى خود چنان مىگريد كه مادرى بر مرگ فرزند خود، و مىخواهد به حضور شما برسد. فرمودند: اى معاذ! او را پيش من بياور.
معاذ او را به حضور آورد. سلام داد و پيامبر پاسخ دادند و پرسيدند: اى جوان! چه چيزى تو را به گريه واداشته است؟ گفت: چگونه گريه نكنم و حال آنكه گناهانى انجام دادهام كه اگر خداوند به برخى از آن مرا بگيرد، به دوزخم مىبرد و چنين مىبينم كه به زودى مرا خواهد گرفت و هرگز مرا نخواهد آمرزيد. پيامبر پرسيدند: آيا به خداوند شرك آوردهاى؟ گفت: به خداوند پناه مىبرم كه به پروردگار خويش شرك ورزيده باشم.
فرمودند: آيا خون ناحقى ريخته و كسى را كشتهاى؟ گفت: نه. پيامبر فرمودند: خداوند گناهانت را هر چند به بزرگى كوههاى بركشيده و استوار باشد، مىآمرزد. جوان گفت: گناهان من از كوههاى بلند هم بيشتر است. فرمودند: خداوند گناهان تو را هر چند به اندازه زمينهاى هفتگانه و درياها و ريگها و درختان و ميوهها و آنچه در زمين است باشد، مىبخشد. گفت: اى رسول خدا! از همه آنان بزرگتر است. فرمودند:
اگر گناهانت به بزرگى آسمانها و ستارگان و عرش و كرسى باشد، مىبخشد. گفت: از آن هم بزرگتر است. پيامبر ٦ خشمگين بر او نگريستند و فرمودند: اى جوان! واى بر تو، گناهان تو بزرگتر است يا خداوندت؟ جوان چهره بر خاك ساييد و گفت:
پروردگار من منزه است. هيچ چيز بزرگتر از خداى من نيست و من مىدانم كه پروردگارم از هر بزرگى، بزرگتر است. پيامبر فرمودند: آيا گناهان بزرگ را كسى جز خداى بزرگ مىآمرزد؟ جوان گفت: اى رسول خدا! سوگند به خدا كه نه، و پس از آن سكوت كرد. پيامبر فرمودند: آيا يكى از گناهان خود را براى من نقل مىكنى؟ گفت: آرى. من مدت هفت سال گورها را مىشكافتم، مردگان را بيرون مىآوردم و كفنها را برمىداشتم. قضا را دخترى جوان از انصار درگذشت، چون او
[١]. معاذ بن جبل، متولد ٢٠ سال قبل از هجرت و در گذشته به سال ١٨ هجرى در اردن، از اصحاب محترم پيامبر٦ و از انصار، و به شدت مورد محبت و توجه عمر بن خطاب بوده است. رك. به: بخش دوم طبقات ابن سعد، ص ١٢٠، ج ٣، و ترجمه آن به قلم اين بنده. م.