ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٧٤٢ - مجلس هشتاد و ششم، در رضا و شكر براى خداى متعال
بر خود پرهيز نمىكرد و ديگرى سخن چين بود. آنگاه پيامبر ٦ قطعه چوب تر و تازهيى از درختى برداشتند و به دو نيم كردند و هر نيمه را روى گورى كاشتند (فرو كردند). پرسيده شد: اى رسول خدا! چرا چنين فرموديد؟ گفتند: شايد تا اين چوبها خشك نشده است، از عذاب آنها تخفيف داده شود.
جابر (رضي الله عنه) مىگويد: همراه رسول خدا ٦ در حركت بوديم، نسيمى بدبو وزيد. فرمودند: گروهى از منافقان، نام گروهى از مؤمنان را بردند و از آنان غيبت كردند و اين نسيم بدبو بدان سبب وزيدن گرفت.
شاعر چنين سروده است:
«اگر در شب سخن مىگويى، آرام سخن بگو و روز هم پيش از سخن گفتن، دقت كن. بردبارى مايه آرايش، و سكوت مايه سلامت است و چون سخن مىگويى، پر حرف مباش. هيچ گاه در مورد سكوت خود پشيمان نمىشوى و حال آنكه بارها در مورد سخن گفتن، پشيمانشدهاى.» ديگرى گفته است: «سخن بگوى، ولى تا آنجا كه مىتوانى، استوار بگوى كه سخن زنده، و سكوت، همچون جماد است. و اگر گفتارى استوار و صحيح نمىيابى كه بگويى، سكوت تو از سخن ناصواب، صواب است.» ديگرى گفته است:
«آن را كه در او عيبى نيست، سرزنش مىكنى و بر او عيب مىگيرى و حال آنكه عيبى را كه در خودت هست، زشت نمىشمرى. در چشم خود از من خس و خاشاك را مىبينى و حال آنكه مهره (قطعه چوبى) را كه در چشم خودت هست نمىبينى.
بدون آنكه عذر موجهى داشته باشى، خويشتن را معذور مىدارى و حال آنكه عذر قابل قبول ديگرى را نمىپذيرى. آدمى از خويشتن انصاف نمىدهد، اگر خود آن چيزى را كه زشت مىداند، انجام دهد.»
مجلس هشتاد و ششم در رضا و شكر براى خداى متعال
خداوند متعال در آيه ٢٧ و ٢٨ سوره دوم (بقره) چنين فرموده است. «چگونه به خدا كافر مىشويد و حال آنكه مردگان بوديد و شما را زنده كرد و باز مىميراند و باز زنده مىكند و به سوى او بازمىگرديد. اوست آن كسى كه براى شما، همه چيزهايى را