ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٧١٠ - مجلس هفتاد و هشتم، در اندوه و گريستن از بيم خدا
خداوند كه مىفرمايد «و كار خود را به خداوند وامىگذارم كه خداوند بيناى بر بندگان است» پناه نمىبرد، زيرا خداوند در پى آن فرموده است «و خداوند او را از همه بديها كه انديشيده بودند مصون داشت.»، و تعجب مىكنم از كسى كه دنيا و زيور آن را مىخواهد چگونه به اين گفتار خداوند پناه نمىبرد كه فرموده است «آنچه خداوند مىخواهد و هيچ نيرو و قوتى نيست مگر به خداوند.»، و در پى آن مىفرمايد «بر فرض كه مرا از خودت داراى مال و فرزند كمترى مىبينى، چه بسا كه خداوند بهتر از باغ تو به من ارزانى فرمايد.[١]» امام صادق ٧ فرموده است، نسبت به خداوند اميدوار باش، چنان اميدى كه تو را به سرپيچى از فرمان او نكشد و از خداوند بيم داشته باش، چنان بيمى كه تو را از رحمتش نااميد نگرداند.[٢] همان حضرت فرموده است، گريهكنندگانى كه بسيار گريستهاند، پنج تن هستند، آدم، يعقوب، يوسف، فاطمه دختر محمد ٦ و على بن حسين ٧. اما آدم ٧ بر دورى از بهشت چندان گريست كه بر روى دو گونهاش دو آبراهه اشك آشكار شد، و يعقوب ٧ بر فراق يوسف چندان گريست كه بينايى چشمش از ميان رفت و به او گفته شد، به خدا سوگند همواره يوسف را ياد مىكنى تا آنجا كه بيمار شوى يا از هلاكشدگان باشى، و يوسف چندان بر فراق يعقوب گريست كه زندانيان به او گفتند يا شب گريه كن و روز آرام بگير يا روز گريه كن و شب آرام بگير و او با آنان همين گونه قرار گذاشت. و فاطمه ٧ بر فراق رسول خدا ٦ چندان گريست كه مردم مدينه به ستوه آمدند و پيام دادند ما را از بسيارى گريه خود به ستوه آوردى و آن بانوى بزرگوار به مقبره شهيدان (احد) مىرفت و آنجا هر چه مىخواست مىگريست و سپس بر مىگشت. اما على بن حسين ٧ بر امام حسين ٧ بيست تا چهل سال گريست و هيچ گاه خوراكى مقابل ايشان نمىنهادند مگر آنكه مىگريست تا آنجا كه يكى از بردگانش گفت: اى پسر رسول خدا! فدايت گردم، من بر تو بيم دارم كه هلاك شوى. فرمود:
همانا اندوه و شكايت خود را به خدا مىبرم و من از خداوند چيزها مىدانم كه شما
[١]. در خصال صدوق، ص ٢٠٦، ج ١، و ضمن تفسير آيه ٣٨ سوره كهف در تفاسير، از جمله در تفسير برهان، ص ٤٢٩، ج ٢، آمده است. م.
[٢]. در امالى صدوق، ص ١٠، و از همين روضة الواعظين در مشكاة الانوار، ص ١١٨، آمده است. م.