ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٧٠٢ - مجلس هفتاد و هفتم، در ذكر دنيا
پس از نماز عشاء سه مرتبه با صداى بلند، آنچنان كه همه مردم داخل مسجد مىشنيدند، چنين مىفرمود:
اى مردم! خدايتان رحمت كناد! براى كوچ كردن از اين جهان آماده شويد كه ميان شما نداى كوچ دادن، داده شده است و درنگ كردن در دنيا پس از آنكه نداى رحيل داده شده است، چه اندازه خواهد بود؟ خدايتان رحمت كند! آماده شويد و بهترين توشه را كه تقوى و پرهيزگارى است با خود برداريد و بدانيد كه راه شما بر صحراى قيامت و گذر شما از پل صراط است و بيم بزرگ در پيش است و در راه خود گردنه دشوار و منازل بيمناك داريد كه بايد از آنها بگذريد و در آنها فقط به رحمت خدا مىتوان از خطر بزرگ و بيم آن نجات پيدا كرد و از بدى منظر و شدت اخبار مربوط به آن رهايى يافت و يا هلاكى است كه پس از آن به هيچ روى جبران نمىشود.[١] امام صادق ٧ فرموده است، نوح ٧ دو هزار و پانصد سال زندگى كرد، هشتصد و پنجاه سال پيش از آنكه به پيامبرى مبعوث شود و نهصد و پنجاه سال ميان قوم خود آنان را به هدايت دعوت مىكرد و دويست سال مشغول ساختن كشتى بود و پانصد سال پس از فرود آمدن از كشتى و فرو كش كردن آب و ساختن شهرها و سكونت فرزندانش در آنها. و چون فرشته مرگ پيش او آمد، نوح ٧ از او پرسيد:
براى چه آمدهاى؟ گفت: آمدهام كه جانت را بستانم. گفت: آيا اجازه مىدهى از آفتاب به سايه بروم؟ گفت: آرى. و چون نوح ٧ از آفتاب به سايه رفت، گفت: اى فرشته مرگ! گويى همه مدت اقامت من در دنيا به همين اندازه رفتن من از آفتاب به سايه بوده است، كار خود را انجام بده! فرشته مرگ جانش بگرفت.[٢] امام صادق ٧ فرموده است، چون دنيا به كسى روى آورد، محاسن ديگران را هم به او مىبخشد و چون بر او پشت كند، محاسن خودش را هم از او مىگيرد.[٣] امير المؤمنين على ٧ فرموده است، چه وصفى كنم از خانهيى كه آغازش رنج و پايانش نيستى است. در حلالش حساب و در حرامش عقاب است. هر كس در آن بىنياز و توانگر گردد، شيفته مىشود و هر كس نيازمند باشد، اندوهگين
[١]. بحار الانوار، ص ١٣٤، ج ٧٣، به نقل از نهج البلاغه، خطبه ٢٠٢، آمده است. م.
[٢]. به نقل از امالى صدوق، ص ٣٠٦، در بحار الانوار، ص ٢٨٦، ج ١١، آمده است. م.
[٣]. به نقل از تحف العقول و كشف الغمه در بحار الانوار، ص ٢٠٥، ج ٧٨، آمده است. م.