ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٧٠ - مجلس دوم، در شناختن خداوند
به تشبيه بودهاند!؟ گفتم: نه، مىگويند اين روايات را پيامبر ٦ نفرمودهاند بلكه به ايشان بستهاند. فرمود: در مورد نياكان من هم همين عقيده را داشته باشيد كه آنان در اين مورد چيزى نگفتهاند و برايشان بستهاند. سپس فرمود: هر كس معتقد به جبر و تشبيه باشد كافر و مشرك است و ما از او در دنيا و آخرت بيزاريم. اى پسر خالد! همانا برخى از غلات (غلوّكنندگان) كه بزرگى خداى جل جلاله را كوچك پنداشتهاند، اين اخبار را از سوى ما جعل كردهاند و هر كس ايشان را دوست بدارد، به درستى كه ما را دشمن داشته است، تا آخر خبر.[١] محمد بن ابى عمير[٢] مىگويد به حضور سرور خودم موسى بن جعفر ٧ رسيدم و گفتم: اى پسر رسول خدا! توحيد به من بياموز. فرمود: اى ابو احمد! در مورد توحيد از آنچه خداوند تبارك و تعالى در كتاب خود فرموده است تجاوز مكن كه هلاك مى- شوى و بدان كه خداوند متعال واحد، احد، و صمد است. نه فرزندى مىزايد كه از او ارث ببرد و نه زاييده است كه شريكى داشته باشد و نه همسر مىگيرد و نه فرزند و شريك. او آن زندهيى است كه هرگز نمىميرد و توانايى است كه ناتوان نمىشود و چيرهيى است كه مغلوب نمىشود و بردبارى است كه شتاب نمىكند و جاودانهيى است كه نابود نمىشود و باقىيى است كه فانى نمىشود و پايدارى است كه زايل نمىگردد و توانگرى است كه نيازمند نمىشود و نيرومندى است كه زبون نمىگردد و دانايى است كه نادان نيست و دادگرى است كه ستم نمىكند و بخشندهيى است كه بخل نمىورزد. عقلها و اوهام را ياراى درك او نيست. اقطار به او احاطه نمىيابد.
مكانى او را در بر نمىگيرد. ديدگان او را در نمىيابند و او ديدگان را در مىيابد و او لطيف آگاه است و هيچ چيز مانند او نيست و او شنواى بيناست. نباشد راز گفتن سه كس، مگر او چهارم ايشان است و نه راز گفتن پنج كس، مگر اينكه او ششم ايشان است و نه كمتر از اين و نه بيشتر، مگر اينكه او با ايشان است هر كجا باشند، و او
[١]. اين روايت با سلسله اسناد و دنباله آن در صفحه ١٤٢ جلد اول كتاب عيون اخبار الرضا، صدوق،( رضي الله عنه) چاپ ١٣٧٧ قمرى، قم آمده است. م.
[٢]. محمد بن زياد بن عيسى: معروف به ابن ابى عمير، از اصحاب حضرت موسى بن جعفر و حضرت رضا و حضرت جواد و از اصحاب اجماع است. مدتها زندانى هارون و مامون بوده، در ٢١٧ قمرى درگذشته است. وى نود و چهار كتاب تاليف كرده است. رك.
به: نجاشى، رجال، ص ٢٢٨، چاپ قم. م.