ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٦٩٩ - مجلس هفتاد و هفتم، در ذكر دنيا
آيا مىدانى اين ناقوس چه مىگويد؟ گفتم: خدا و رسول خدا و پسر عمويش داناترند.
فرمود: اين ناقوس مثل دنيا و خرابى آن را مىنوازد و مىگويد به حق و راستى كه خدايى جز خداوند نيست و اين راست راست است. همانا دنيا ما را فريفته است و سرگرم ساخته و سرگردان كرده است و به گمراهى كشانده است. اى فرزند دنيا! آرام آرام و با دقت، اى دل بسته و فرزند دنيا كه حواس خويش را فقط در جمع آن دارى، همانا كه دنيا گروه گروه را فانى مىكند. هيچ روزى از ما نمىگذرد، مگر اينكه يكى از اركان ما را ويران مىكند. همانا خانهيى را كه باقى است تباه كرديم و در خانهيى كه فانى است دل بسته، و وطن گزيدهايم و نمىفهميم در آن چه كردهايم، مگر آنكه بميريم.
حارث مىگويد، گفتم: اى امير مؤمنان! آيا مسيحيان اين را مىدانند؟ فرمود:
اگر اين را به حقيقت مىدانستند، مسيح ٧ را براى خود غير از خداوند خدا قرار نمىدادند. حارث مىگويد، پيش آن مرد مسيحى رفتم و گفتم: تو را به حق مسيح سوگند مىدهم كه همان گونه كه ناقوس مىنواختى آن را به صدا درآور! او شروع به زدن به ناقوس كرد و من حرف به حرف تا آخر گفتم. گفت: تو را به حق پيامبرتان سوگند، چه كسى اين موضوع را به تو خبر داده است؟ گفتم: مردى كه ديروز همراه من بود. پرسيد: آيا ميان او و پيامبر ٦ خويشاوندى است؟ گفتم: آرى، پسر عموى پيامبر است. پرسيد: تو را به حق پيامبرتان سوگند آيا اين تفسير را او از پيامبر شنيده است؟ گفتم: آرى. او ايمان آورد و گفت: به خدا سوگند، من در تورات ديدهام كه خاتم پيامبران، پيامبرى است كه آنچه را ناقوس مىگويد، تفسير مىكند.[١] و روايت است كه هر گاه پيامبر ٦ از سفر بازمىگشت، نخست پيش دخترش فاطمه ٧ مىرفت و مدتى پيش او توقف مىفرمود. يك بار كه پيامبر ٦ به سفرى رفته بودند، فاطمه ٧ براى خود دو دستبند و گردنبندى و دو گوشواره از نقره و پردهيى براى در حجره، به شادى بازگشت پدرش و شوهرش فراهم فرموده بود. و چون پيامبر ٦ از سفر برگشتند، همچنان، نخست به خانه فاطمه ٧ رفتند.
ياران بر در خانه ماندند و چون مدت توقف پيامبر ٦ طول كشيد، نمىدانستند بروند يا بمانند. در اين هنگام رسول خدا ٦ بيرون آمدند و آثار ناراحتى در چهره
[١]. در امالى صدوق، ص ٢٢٥، همراه با ترجمه آقاى كمرهيى، و بحار الانوار، ص ٣٣٤، ج ١٤، از امالى و معانى الاخبار، نقل شده است. م.