ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٦٩٥ - مجلس هفتاد و هفتم، در ذكر دنيا
كه در حضور داريد از آن كوچ كنيد و در آن بيش از نياز مطلبيد و بيش از آنچه به شما رسيده است از آن مخواهيد.[١] و همان حضرت فرموده است، دنيا خانهيى است كه هيچ كس از آن به سلامت نمىماند مگر در آن، و به هيچ چيز كه براى دنيا انجام شود، رستگارى فراهم نمىشود.
مردم در آن گرفتار آزمايشند، آنچه از دنيا را كه براى دنيا گرفتهاند، از آن بيرون برده مىشوند و از ايشان حساب پس گرفته مىشود و آنچه از آن را كه براى غير دنيا (آخرت) تهيه كنند، در آن پايدارند و بر آن وارد مىشوند و همانا كه دنيا در نظر خردمندان همچون سايهيى است كه در عين آنكه گستردهاش مىبينى، جمع مىشود و تا آن را افزون بينى كم مىگردد.[٢] و همان حضرت فرموده است، همانا مثل دنيا مثل مار است كه لمس كردن آن نرم و زهرش كشنده است. و چون مدت مصاحبت آن با تو اندك است از آنچه كه تو را خوش مىآيد روى برگردان و اندوههاى آن را از خود بزداى كه به جدايى از آن يقين دارى و در آن از آن بر حذر باش كه دل بسته به دنيا چون از آن اطمينان به شادى مىكند او را به مكروه و ناخوشى مىرساند.[٣] و هم ايشان فرموده است، اى دنيا! اى دنيا! از من فاصله بگير، آيا خود را به من عرضه مىدارى يا نسبت به من شوق مىورزى؟ هرگز زمان فريب تو نرسد، بدور باش، ديگرى غير از مرا بفريب. مرا در تو نيازى نيست، تو را سه بار طلاق دادهام و رجوعى در آن نيست. زندگى تو كوتاه و ارزش تو اندك و آرزوى تو كوچك است.
آه از كمى توشه و درازى راه و دورى سفر و سختى جايى كه بر آن بايد وارد شد.[٤] و همان حضرت شنيد مردى دنيا را نكوهش مىكند، به او فرمود: اى نكوهشكننده دنيا كه به دنيا فريفته مىشوى و سپس آن را نكوهش مىكنى، تو بر دنيا جرم و گناه مىنهى يا دنيا بر تو؟ دنيا تو را كجا به هوس انداخت و فريب داد؟[٥] همان حضرت فرموده است، شيرينى دنيا، تلخى رستاخيز و تلخى دنيا، شيرينى رستاخيز است.[٦]
[١]. از خطبههاى ٤٥ و ٦٢ نهج البلاغه است كه در صفحات ١٢٣ و ١٤٢ چاپ مرحوم فيض الاسلام آمده است. م.
[٢]. از خطبههاى ٤٥ و ٦٢ نهج البلاغه است كه در صفحات ١٢٣ و ١٤٢ چاپ مرحوم فيض الاسلام آمده است. م.
[٣]. ارشاد، شيخ مفيد، ص ١١٢، چاپ ١٣٧٧ قمرى. م.
[٤]. نهج البلاغه، صفحات ١١٠٩ و ١١٣٨، چاپ فيض الاسلام. م.
[٥]. نهج البلاغه، صفحات ١١٠٩ و ١١٣٨، چاپ فيض الاسلام. م.
[٦]. نهج البلاغه، صفحات ١١٨٦ و ١٢٦٩، چاپ مرحوم فيض الاسلام. م.