ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٦٩٢ - مجلس هفتاد و ششم، در زهد و پرهيزكارى
خداست. شب را در حالى بسر مىبرد كه از غفلت خويش هراسان است و صبح مىكند در حالى كه از پرهيزى كه از غفلت كرده است شادمان است و از فضل و رحمت خداوند خشنود است. اگر نفس او، او را به زحمت اندازد و بر او سخت گيرد، باز هم خواسته آن را برنمىآورد. روشنى چشمش در چيزى است كه زايل نمىشود و رغبت او در چيزى است كه باقى مىماند و زهد و پارسايى او در چيزى است كه باقى نمىماند. بردبارى را با دانش درآميخته و گفتار را با عمل همراه ساخته است.
او را مىبينى كه آرزويش كوتاه و نزديك است. كسالت و تنبلى از او دور است.
لغزشهايش اندك است، قلبش خاشع و نفسش قانع و خوراكش اندك و در امور خود آسانگيرنده است و نسبت به دين خود سخت مواظب است، شهوتش مرده و خشمش فرو برده و خير و نيكى از او مورد آرزوست و شر او مأمون است. چنين كسى اگر ميان غافلان باشد، نامش در زمره ذاكران نوشته مىشود و اگر ميان ذاكران باشد، از غافلان نوشته نمىشود. از هر كس كه به او ستم كرده است مىبخشد و به هر كس كه او را محروم ساخته است، عطا مىكند و به هر كس كه از او گسسته است مىپيوندد. ناسزا دادن از او دور است و گفتارش نرم است. ناپسند او پوشيده و كار پسنديدهاش حاضر و فراهم و خير او روى آورنده و شر او پشتكننده است. در سختىها پايدار و در ناخوشىها شكيبا و در آسايش سپاسگزار است. بر آن كس كه دوست ندارد، ستم نمىكند و در مورد كسى كه او را دوست مىدارد خود را به گناه نمىاندازد. در مورد حق، پيش از آنكه بخواهند بر او گواه بياورند، خود اعتراف مىكند. آنچه را كه براى نگهدارى به او دادهاند، تباه نمىكند و آنچه را به او تذكر دهند، فراموش نمىكند و كسى را با لقبهاى زشت نام نمىبرد و به همسايه آزار نمى- رساند و در پيشآمدهاى ناگوار كه براى ديگران رخ مىدهد، شادى نمىكند و در كار ياوه و باطل وارد نمىشود و از حق بيرون نمىرود. اگر سكوت كند، سكوتش او را غمگين نمىكند و اگر بخندد، صداى خندهاش بلند نمىشود و اگر بر او ستم شود، شكيبايى مىكند تا خداوند براى او انتقام بگيرد. خود از خويشتن در رنج است و مردم از او در راحتى هستند. نفس خود را براى آخرت خويش به زحمت مىاندازد و مردمان را از كار خويش به آسايش مىرساند. دورى كردن او از هر كس كه از او دورى مىكند براى زهد و بىآلايش ماندن است و نزديكشدنش به كسى كه به او نزديك مىشود براى رحمت و نرمى است. دورى او از تكبر و بزرگى