ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٦٩٠ - مجلس هفتاد و ششم، در زهد و پرهيزكارى
فرمايد و به سويى نمىنگرم مگر اينكه مىپندارم كه پيش از آنكه چشم از آن سوى بردارم، ممكن است بميرم و هيچ لقمهيى بر دهان نمىنهم مگر آنكه مىپندارم پيش از فرو بردن آن ممكن است به كام مرگ فرو شوم. سپس چنين افزودند: اى آدميان! اگر درست مىانديشيد، نفسهاى خود را به مرگ وعده دهيد و سوگند به آن كس كه جان من در دست اوست، آنچه وعده داده شدهايد، هر آينه خواهد آمد و شما نمىتوانيد آن را عاجز كنيد[١].
و روايت شده است كه يكى از ياران عابد امير المؤمنين على ٧ كه نامش همام بود به ايشان گفت: پرهيزگاران را براى من چنان توصيف فرماى كه گويى بر ايشان مىنگرم. آن حضرت در اين مورد نخست سكوت فرمود و سپس گفت: اى همام! خدا را بپرهيز و نيكى كن «كه خداوند همراه آنان است كه پرهيزگارند و آنانى كه نيكوكارانند.» (آيه آخر سوره شانزدهم، نحل) همام به اين سخن قانع نشد تا آنكه على ٧ تصميم گرفت شرح دهد و برخاست و نخست ستايش و نيايش خدا را و درود بر مصطفى ٦ را بر زبان آورد و سپس بيان فرمود:
اما بعد، همانا كه خداى سبحانه و تعالى آفريدگان را آفريد و در آن هنگام كه ايشان را بيافريد، از اطاعت آنان بىنياز و از معصيت ايشان در امان بود كه عصيان هر كس كه از او عصيان ورزد براى او زيانى ندارد و اطاعت هر كس كه او را اطاعت كند، براى او سودى ندارد. سپس وسايل روزى ايشان را ميان ايشان بخش فرمود و جايگاه هر يك را در جهان قرار داد. پرهيزكاران در دنيا اهل فضيلتند، گفتارشان صواب و از روى راستى است و پوشاك آنان در حد اعتدال و رفتارشان تواضع است. چشمهاى خود را از آنچه خداوند برايشان حرام كرده بستهاند و گوشهاى خود را بر دانشى كه براى ايشان سود بخش است وقف كردهاند. در سختى و رنج چنانند كه ديگران در آسايش و خوشى و اگر اجل و عمرى كه خداوند براى ايشان مقدر فرموده است نبود، به اندازه يك چشم بر هم زدن از شوق به ثواب و بيم از عقاب جانهايشان در كالبدهايشان استقرار نمىيافت. آفريدگار در چشمهاى ايشان بزرگ است و هر چه جز اوست، كوچك است. آنان نسبت به بهشت چنانند كه گويى آن را مىبينند و در آن از نعمت برخوردارند و نسبت به دوزخ چنانند كه گويى آن را مىبينند و در آن در حال عذابند. دلهاى ايشان اندوهگين و از آزارشان ايمنى است. پيكرهايشان
[١]. احياء علوم الدين غزالى، ص ٢٨٤٥، همان چاپ. م.