ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٦٨٧ - مجلس هفتاد و ششم، در زهد و پرهيزكارى
از ساختن سد آسوده شد، به راه خود ادامه داد، همان گونه كه حركت مىكرد و سپاهيانش همراهش بودند، از كنار پيرمردى گذشت كه نماز مىگزارد. ذو القرنين همراه سپاهيان خود همان جا ايستاد تا نمازش تمام شد و سپس به او گفت: چگونه اين همه سپاهيان كه كنار تو رسيدند بيمى به خود راه ندادى و پريشان خاطر نشدى؟ گفت:
با كسى مناجات مىكردم كه سپاهيانش از تو بيشتر و پادشاهيش گرانقدرتر و نيرويش تواناتر است و اگر چهره به سوى تو برمىگرداندم، به نياز خود در پيشگاه او دست نمىيافتم.
ذو القرنين گفت: آيا موافقى كه همراه من بيايى و من با تو مواسات كنم و براى انجام برخى از كارهاى خويش از تو كمك بگيرم؟ گفت: آرى، به شرط آنكه براى من چهار خصلت را ضمانت كنى، نعمتى كه از ميان نرود و صحتى كه در آن رنج و بيمارى نباشد و جوانىيى كه پيرى را بر آن راه نباشد و زندگانى و عمرى كه مرگ در آن نباشد. ذو القرنين گفت: كدام آفريده است كه توانا به انجام اين امور باشد؟
پير گفت: من با كسى هستم كه به اين كارها تواناست و در اختيار اوست و تو خود در اختيار اويى و راه خود را بگير و برو.
همچنان كه ذو القرنين به راه خود ادامه مىداد به گروهى از خردمندان امت موسى ٧ رسيد كه به حق راهنمايى شده بودند و به آن عمل مىكردند و چون ايشان را ديد به آنان گفت: اى قوم! از خبر خود براى من بگوييد كه من تمام خاور و باختر و خشكى و دريا و زمين و كوه و دشت و روشنى و تاريكى آن را گشتهام و به گروهى چون شما برنخوردهام. اينك به من خبر دهيد كه چرا گور مردگان شما بر در خانههايتان قرار دارد؟ گفتند: چنين كردهايم كه مرگ را فراموش نكنيم و ياد آن را دلهاى ما بيرون نرود. پرسيد: چرا خانههاى شما در ندارد؟ گفتند: ميان ما كسى دزد نيست و هيچ كس هم مورد سوء ظن نيست و همگان امين هستند. پرسيد: چرا ميان شما اميران نيستند؟ گفتند: بدان سبب كه به يك ديگر ستم نمىكنيم. پرسيد: چرا حاكم نداريد و كسى بر شما پادشاه نيست؟ گفتند: مال اندوزى نمىكنيم و ستيزهجويى نداريم. پرسيد: چرا بر يك ديگر برترى نمىجوييد و تفاوتى نداريد؟ گفتند: چون بر يك ديگر مهربانيم و با يك ديگر مواسات مىكنيم. پرسيد: چرا اختلاف با يك ديگر نداريد و نزاع نمىكنيد؟ گفتند: به مناسبت الفت دلهاى ما با يك ديگر و اصلاح ميان خودمان. پرسيد: چگونه است كه به يك ديگر دشنام نمىدهيد و قتلى ميان شما اتفاق