ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٦٧٧ - مجلس هفتاد و پنجم، در ذكر مال و فرزند
و همان حضرت فرمودهاند: اگر آدمى را دو صحراى طلا باشد، در جستجوى سومى بر مىآيد و درون آدمى را چيزى جز خاك انباشته نمىكند و خداوند توبه هر كس را كه توبه كند مىپذيرد.[١] و فرمودهاند: آدمى پير و فرتوت مىشود و دو چيز از او باقى مىماند، آز و آرزو.[٢] و نيز فرمودهاند: دل شخص پير، در دوستى دو چيز، جوان است، جمع كردن مال و دوست داشتن عمر طولانى.
و فرمودهاند: اگر دو گرگ گرسنه ميان گله گوسپندى رها شوند، زيان بخشتر از آزمندى در مورد مال و شرف براى آدمى نيستند.[٣] و فرمودهاند: هر امتى را فتنه و گرفتارىيى است و آزمون امت من در مورد مال است.
و فرمودهاند: چون آدمى بميرد، فرشتگان به يك ديگر مىگويند، چه چيزى پيش فرستاده است و آدميان مىگويند، چه چيزى از خود به جا گذاشته است.[٤] مردى از انصار گفت: اى رسول خدا! مرا چه مىشود كه مرگ را دوست ندارم؟ فرمودند: آيا مال دارى؟ گفت: آرى، فرمودند: آن را پيش بفرست كه دل آدمى با مال اوست، اگر آن را پيش بفرستد، دوست مىدارد به آن ملحق شود و اگر آن را نگهدارد، دوست مىدارد كه خودش همراه آن باشد.[٥] شاعر چنين سروده است «براى اندوختهكنندگان مال خيرى نيست مگر براى بخشندگان آن. مال به دارندگان خود گاهى چنان مىكند كه باده نسبت به ميگساران.» ديگرى گفته است:
«هان! اى كسى كه با آزمندى نسبت به دنيا مال را جمع مىكنى، آيا از پرسش در آن باره نمىترسى؟ آيا آن را به حرام و ناروا جمع مىكنى و روا و حلال براى وارث وامىگذارى مىگذارى؟ آن كس كه براى او جمع مىكنى، كامياب مىشود و خود بدبخت مىشوى همانا كه اين مال بدتر و زشتتر اموال است.»
[١]. در احياء علوم الدين، ص ١٧٦٥، چاپ دار الشعب مصر، آمده است. م.
[٢]. خصال، ص ١٠٦، ج ١، چاپ آقاى كمرهيى. م.
[٣]. دو روايت نظير اين، در اصول كافى مترجم، ص ٣، ج ٤، آمده است. م.
[٤]. محجة البيضاء، صفحات ٤٢ و ٤٣، جلد ٦، م.
[٥]. محجة البيضاء، صفحات ٤٢ و ٤٣، جلد ٦، م.