ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٦٧٢ - مجلس هفتاد و چهارم، در ذكر توكل
باشد شاد مىشود، در آنچه در دست خداوند است بيشتر اعتماد كند تا آنچه كه در اختيار اوست.[١] و گفته شده است، حقيقت توكل، اعتماد بر خداوند است.
و گفته شده است، توكل اين است كه بدانى عمل تو را كسى جز تو انجام نمىدهد و تو سرگرم به آنى و اينكه بدانى مرگ ناگهانى به سوى تو مىآيد و تو خود به آن پيشى مىگيرى و بدانى كه خداوند تو را در همه حال بىنياز مىفرمايد.
و گفته شده است، توكل، پناه بردن به خداوند است[٢] و گفته شده است، دلبستگى به خداوند است. و نيز گفتهاند، آن كس كه با نيت صادق به خداوند توكل كند، همانا پادشاهان و فروتر از ايشان به او نيازمند مىشوند و چگونه ممكن است او نيازمند گردد و حال آنكه مولاى او، بىنياز ستوده است.
پيامبر ٦ فرمودهاند: خداوند به حكمت و جلال خويش، آسايش و گشايش را در رضا و يقين قرار داده است و اندوه دشوارى را در شك و خشم قرار داده است.
ابو ذر (رضي الله عنه) گفته است، اندوه فردايى كه هنوز به آن نرسيدهام مرا مىكشد.
و گفته شده است، هر گاه تو خود از خداوند خشنود نباشى، چگونه از او مىخواهى كه از تو خشنود شود.
نابغه ذبيانى[٣] در دوره جاهلى چنين سروده است: «من چنان نيستم كه براى فردا خوراكى نگه دارم و اندوخته كنم. فردا هم از اندوختن خوراك براى پس فردا بايد پرهيز كرد.» محمد بن حاتم[٤] چنين سروده است. «مردم را مال است و من دو مال دارم كه آنان ندارند، در همان حال كه مردم ثروتمند با اسبها (سواران) خود را پاسدارى مىكنند، مال من خشنودى به آن چيزى است كه مالك آنم و مال ديگر من نوميدى از آن چيزى
[١]. در احياء علوم الدين، غزالى، ص ٢٤٨٤، چاپ دار الشعب مصر، آمده است. م.
[٢]. مصباح الهداية، عز الدين محمود كاشى، ص ٣٩٦. م.
[٣]. زياد بن معاويه كه بيشتر به نابغه ذبيانى معروف است، از شاعران بزرگ دوره جاهلى و درگذشته حدود هيجده سال قبل از هجرت است. شرح حال و اشعار او در منابع مختلف و از جمله در الشعر و الشعراء، ابن قتيبه، صفحات ٩٢ تا ١٠٧ جلد ١، چاپ ١٩٦٩ ميلادى، بيروت، آمده است. م.
[٤]. محمد بن حاتم مرورودى از حافظان مشهور حديث خراسان در قرن سوم هجرى است. براى اطلاع از شرح حالش به تذكرة الحفاظ، ص ٣٨، ج ٢، مراجعه شود. م.