ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٦٦ - مجلس دوم، در شناختن خداوند
جلالت است، به كبريايى و جلال در نگنجد و سرمايه رحمت و مهر، با مهربانى توصيف نمىشود. مؤمن است نه به عبادت. درككننده است نه به حواس و اندام.
گوينده است نه با زبان. او بدون اينكه با چيزها آميخته باشد در همه چيز است و بدون اينكه با چيزى فاصله داشته باشد بيرون از همه چيز است. برتر از همه چيز است و جلوتر از همه چيز، بدون اينكه بتوان گفت چيزى از او برتر يا جلوتر است.
درون همه چيز است، نه آنچنان كه چيزى درون چيزى و برون از همه چيز است نه آنچنان كه اشياء برون از يك ديگرند.
در اين هنگام ذعلب مدهوش درافتاد و سپس گفت: به خدا سوگند مانند اين پاسخ هرگز نشنيده بودم و هرگز چنين پرسشى نخواهم كرد[١].
و نقل شده است كه عربى به حضور امام صادق ٧ آمد و گفت: آيا پروردگارت را در حالى كه او را پرستش مىكنى ديدهاى؟ فرمود: چنان نيستم كه خدايى را بپرستم كه او را نبينم. گفت: او را چگونه ديدهاى؟ فرمود: چشمها او را آشكارا نمىبيند بلكه دلها او را با حقايق ايمان درك مىكنند. خداوند با حواس درك نمىشود و با مردم قياس و سنجيده نمىشود. با آيات و نشانهها شناخته شده است و با علامات وصف مىشود. در حكم و فرمان خود ستم نمىكند و او خدايى است كه خدايى جز او نيست. مرد عرب گفت: خداوند داناتر است كه رسالت خود را كجا نهد.[٢] به امير المؤمنين ٧ گفته شد: خداوند چگونه مردم را محاسبه مىكند؟ فرمود:
همچنان كه ايشان را روزى مىدهد. گفته شد: چگونه آنان را محاسبه مىكند در حالى كه ايشان او را نمىبينند؟ فرمود: همان گونه كه ايشان را روزى مىدهد و او را نمىبينند.
مردى از ايشان پرسيد: پروردگار تو پيش از اينكه آسمان و زمين را بيافريند كجا بوده است؟ فرمود: كجا در مورد مكان است و حال آنكه خداوند پيش از مكان وجود داشته است.[٣]
[١]. با همين تفصيل در صفحه ٣٠٥ توحيد صادق( رضي الله عنه) آمده است و مختصرتر در صفحه ٦٤ جلد ١٠ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم، مصر، ١٩٦١ ميلادى آمده است. م.
[٢]. در صفحه ١٠٨ توحيد صدوق( رضي الله عنه) از قول حضرت باقر٧ آمده است و اندك تفاوتى در مقدمه دارد. ضمنا سئوالكننده از خوارج بوده است. م.
[٣]. نظير اين روايت با سلسله اسناد و توضيح در صفحه ٧٧ توحيد صدوق آمده است. م.