ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٦٣ - مجلس دوم، در شناختن خداوند
براى نفس خود ارائه فرموده است، و پيامبر را با پيامبرى بشناسيد و اولو الامر را به انجام كارهاى پسنديده و دادگرى و احسان.[١] امام باقر ٧ فرموده است: مردى برخاست و به امير المؤمنين ٧ عرض كرد:
پروردگارت را به چه چيز شناختى؟ فرمود: به فسخ عزيمتها و باز داشتن همتها. زيرا به كارى همت مىگمارم و او ميان من و همتم مانع مىشود و عزم مىكنم و قضاء با عزم من مخالفت مىكند. بنا بر اين مىدانم كه مدبر، كس ديگرى غير از من است.
گفته شد: نعمتهاى او را چگونه سپاس مىدارى؟ فرمود: مىنگرم كه بلاى خود را از من مىگرداند و ديگرى به آن گرفتار است. مىفهمم كه بر من نعمت ارزانى فرموده و او را سپاسگزارى مىكنم.
از همان حضرت روايت شده است كه خداوند را چنين وصف كرده است كه:
از مضاده و اختلاف ميان اشياء، دانسته مىشود كه خداوند را ضدى نيست و با توجه به اقران او ميان امور، دانسته مىشود كه او را قرينى نيست. روشنى را با ظلمت و خشونت را با نرمى و خشكى را با ترى، سردى را با گرمى ضد يك ديگر قرار داده است. نزديككننده است آنها را كه از يك ديگر دورند و جداكننده است ميان چيزهايى كه به يك ديگر نزديكند.[٢] به امام جعفر صادق ٧ گفته شد: خداى خود را به چه شناختى؟ فرمود: هنگامى كه حصار در بسته لغزنده نرمى را مىبينم كه در آن هيچ شكاف و سوراخ ظاهرى نيست (منظور تخم پرندگان است)، مايعى سيمگون و مايعى زرين در آن است و از همين دژ سربسته، طاوس و كلاغ و شاهين و گنجشك به وجود مىآيد، مىدانم كه براى خلق، آفريدگارى است.[٣] به همان حضرت گفته شد: چه دليلى در دست است كه جهان را صانعى است؟
فرمود: بيشترين آن دلايل در خود من است. زيرا آن را از دو حال بيرون نمىبينم. يا اينكه خودم آن را خلق كردهام و خودم موجود بودهام كه اين محال است، يا آنكه من
[١]. در صفحات ٢٨٥ و ٢٨٦ توحيد صدوق آمده است. م.
[٢]. بخشى از خطبهيى است كه در باره توحيد ايراد فرموده است و براى اطلاع بيشتر از شرح آن به صفحه ٧٣ جلد ١٣ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم، مصر، ١٩٦١ ميلادى، مراجعه شود. م.
[٣]. نظير همين روايت در صفحه ٢٩٢ توحيد صدوق، چاپ حوزه قم آمده است. م.