ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٦٢ - مجلس دوم، در شناختن خداوند
كار واحد دو فاعل وجود ندارد. در اين مورد قضاى به معنى الزام كردن هم به اجماع امت جايز نيست. اما اگر قضا را به معنى اخبار و اعلام بدانيم، در صورتى كه آن را مقيد كنيم درست است. يعنى خداوند خبر داده است و اعلام فرموده است كه براى ما در اطاعت و فرمانبردارى چه پاداشى است و در معصيت و سرپيچى چه عذابى.
از پيامبر ٦ روايت شده كه گفتهاند: خداوند چنين فرموده است: «هر كس به قضاى من خشنود نباشد و بر نعمتهاى من سپاسگزار و بر بلاى من شكيبا نباشد، پروردگارى غير از من براى خود برگزيند.»[١] و اگر گناهان به خواست خداوند متعال و آفرينش او باشد واجب است خداوند به آن راضى باشد و اين خلاف اجماع است.
اعتقاد به قدر هم همين گونه است، چون اين كلمه هم به معنى احداث و آفرينش است، آنچنان كه خداوند مىفرمايد: «و پديد آورد در آن (زمين) خوردنيهاى آن را در چهار روز مساوى براى خواهندگان.»[٢] گاهى هم به معنى تقدير است و در آن معنى جايز است گفته شود كه خداوند ميزان پاداش و عقاب اعمال ما را مقدر فرموده است و بايد آن را مقيد با همين قيد بكار برد، نه به صورت مطلق.
سخن در باره اخبارى كه در معنى عدل و توحيد آمده است
بدان كه اصول توحيد و عدل گرفته شده از گفتار امير المؤمنين على ٧ و خطبههاى ايشان است. گفتار و خطبههاى آن حضرت چنان متضمن اين معانى است كه بيشتر و برتر از آن تصور نمىشود و هر كس در اين باره تأمل كند مىداند آنچه كه متكلمان در تصانيف خود شرح و تفصيل دادهاند، شرح همان اصول است. از ائمه ٧ هم مانند همين گفتار روايت شده است.
به امير المؤمنين گفته شد: خداى خودت را به چه شناختى؟ فرمود: به آنچه كه خداى من به من شناسانده است. پرسيدند: چگونه؟ فرمود: به هيچ صورتى نمىگنجد و با حواس احساس نمىشود و با مقايسههاى مردم قياس نمىشود.[٣] و همان حضرت فرموده است: پروردگار خود را به فسخ عزيمتها و گشوده شدن گرهها شناختم.[٤] و فرموده است: خدا را به خدا بشناسيد. يعنى با دلايلى كه خداوند
[١]. اين حديث قدسى در صفحه ٣٧١ توحيد صدوق، چاپ حوزه قم آمده است. م.
[٢]. بخشى از آيه ١٠ سوره چهل و يكم. م.
[٣]. در صفحات ٢٨٥ و ٢٨٦ توحيد صدوق آمده است. م.
[٤]. در صفحات ٢٨٥ و ٢٨٦ توحيد صدوق آمده است. م.