ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٥٨٥ - مجلس پنجاه و پنجم، در واجب بودن نيكى نسبت به پدر و مادر
امام باقر ٧ روايت كرده كه پيامبر ٦ فرمودهاند: بوى بهشت از فاصله پانصد سال راه احساس مىشود ولى عاق پدر و مادر و ديوث آن را نخواهد بوييد.
پرسيدند: اى رسول خدا! ديوث كيست؟ فرمودند: كسى كه زنش زنا مىدهد و او آگاه است.[١] امام صادق فرموده است، به پدر و مادرتان نيكى كنيد تا فرزندانتان به شما نيكى كنند و نسبت به زنان مردم با عفت و پاكدامن باشيد تا نسبت به زنان شما با عفت و پاكدامن باشند.[٢] پيامبر فرمودهاند: براى پدر و مادر هم رعايت حق فرزند واجب است هر گاه كه فرزند مؤمن و نيكوكار باشد. همان طور كه بر فرزند رعايت حقوق ايشان واجب است.[٣] امام صادق ٧ فرمودهاند: پدران نخستين سه گروهند: آدمى، كه از او فرزند مؤمن متولد مىشود. جن، كه از او كافر و مؤمن زاييده مىشود. ابليس، كه از او كافر بوجود مىآيد و ميان آنان زايمان نيست، بلكه تخمگذارى و جوجه آوردن است و جوجههاى ابليس، همگى نر هستند و ميان ايشان ماده نيست.[٤] امام زين العابدين ٧ فرموده است، حق مادرت بر تو اين است كه بدانى او تو را در جايى كه هيچ كس كسى را حمل نمىكند، حمل كرده و از ثمره دلش (مهر) به تو چندان عطا كرده است كه هيچ كس به كسى چنان عطا نمىكند و با همه وجود خويش ترا نگهدارى كرده است و اهميت نمىداده كه خود گرسنه و تشنه بماند، ولى تو را سير و سيراب كند و خود برهنه بماند و تو را بپوشاند و خود در آفتاب باشد ولى بر تو سايه افكند و براى تو خواب نوشين را رها كرده و تو را از گرما و سرما حفظ كرده است تا تو براى او باقى بمانى و تو نمىتوانى از عهده شكرش بيرون آيى مگر به يارى و توفيق خداوند.
و حق پدرت بر تو اين است كه بدانى اصل تو از اوست و اگر او نبود تو نبودى و هر گاه در خودت چيزى مىبينى كه از آن به خود مىبالى بدان كه پدرت اصل آن نعمت در او بوده است. خداى را سپاس و ستايش كن بر اين نعمت و پدر را
[١]. خصال، صدوق، ص ٢٠، ج ١. م.
[٢]. در خصال، ص ٢٩، ج ١ و امالى صدوق، ص ١٧٣، با دو سند آمده است. م.
[٣]. در خصال، ص ٢٩ و ١٥٩، همراه با ترجمه آقاى كمرهيى آمده است. م.
[٤]. در خصال، ص ٢٩ و ١٥٩، همراه با ترجمه آقاى كمرهيى آمده است. م.