ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٥٦٨ - مجلس پنجاه و يكم، در ذكر زكات
و آن را بر جاى مىگذارد.[١] و باز همان حضرت فرموده است، هيچ سيم و زر دارندهيى كه زكات مالش را نپردازد نيست، مگر اينكه روز قيامت، خداوند او را در بيابانى دور افتاده و خالى باز مىدارد و مارى خشمگين را كه از شدت زهر فلسهاى سرش ريخته باشد بر او چيره مىگرداند و آن مار او را دنبال مىكند و او از آن مىگريزد. سرانجام كه چاره نمىيابد تسليم مىشود و مار او را به سختى مىگزد و سپس چون گردنبندى بر گردنش مىپيچد و اين است معنى اين گفتار خداوند كه در آيه يك صد و هشتادم سوره آل عمران مىفرمايد «بزودى روز قيامت آنچه را كه بخل مىورزند بر گردنشان گردنبند مىشود، بر گردنهاى ايشان طوق زده مىشود.»، و هر كس داراى شتر و گاو و گوسپند باشد و زكات آن را ندهد، خداى روز قيامت او را در صحراى خالى و خشكى باز مىدارد و همه جانوران با سمهاى خود او را لگدكوب مىكنند يا همه جانوران گزنده او را با زهر و نيش خود مىگزند و هر كس داراى نخلستان و تاكستان و مزرعه گندم و جو باشد و زكات آن را نپردازد، خداوند روز رستاخيز زمين او را تا ژرفاى هفت زمين بر گردنش مىنهد.[٢] يكى از راويان به نام عبد الله مىگويد: كسى مرا به حضور امام صادق ٧ فرستاد كه به ايشان بگويم آن شخص مىپندارد كه شبها در خواب زنى به سراغ او مىآيد و او را مىترساند و مىگفت من از ترس چنان فرياد برمىآورم كه همسايگانم مىشنوند. امام صادق ٧ فرمودند: پيش او برو و بگو تو زكات نمىپردازى. به او گفتم. گفت: نه، به خدا سوگند كه مىپردازم. امام صادق فرمودند: به او بگو اگر زكات مىپردازى به مستحق آن نمىپردازى.
در روايت ديگرى از امام صادق ٧ روايت شده است كه فرموده است، هر كس زكات خود را نپردازد به هنگام مرگ (پس از مرگ) مسألت مىكند به دنيا باز گردد و اين است معنى گفتار خداوند كه در آيه نود و نهم سوره مؤمنون مىفرمايد «تا آنگاه كه مرگ هر يك فرا رسد، گويد پروردگارا مرا باز گردان، شايد به جبران
[١]. با ذكر سلسله اسناد در معانى الاخبار صدوق، ص ٢٣٥، چاپ آقاى على اكبر غفارى، ١٣٦١ شمسى، آمده است. م.
[٢]. با ذكر سلسله اسناد و شرح شيخ صدوق( رضي الله عنه) در معانى الاخبار، ص ٣٣٥، آمده است. م.