ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٥٤ - مجلس دوم، در شناختن خداوند
بودن است.
خداوند متعال مىفرمايد: «به درستى كه خداوند شنيد سخن آن زن را كه با تو در باره شوهرش مجادله مىكرد و شكايت مىكرد به سوى خدا و خداوند مىشنود گفتگوى شما را. به درستى كه خداوند شنوا و بيناست.»[١] در سوره ملك هم مىفرمايد: «آيا نمىنگرند به سوى مرغان كه بر فراز ايشان صفزدگانند و مىگيرند؟ باز ندارد آنها را مگر خداوند. به درستى كه او به هر چيزى بيناست.»[٢] و جايز نيست كه خداوند جسم و متشكل از جوهر و عرض باشد، يا آنكه صفات و اعراض اجسام براى او تصور شود، زيرا اين امور همگى حادث است و حال آنكه ثابت شد كه خداوند قديم است.
خداوند در سوره بقره مىفرمايد: «همانا خداوند همراه صابران است.» و اگر خداوند جسم باشد، مىبايد فقط در مكان مخصوصى باشد و درست نيست كه بگوييم همه جا همراه صابران است و نيز خداوند مىفرمايد: «و چون بندگان من در باره من از تو مىپرسند، همانا كه من نزديكم.» و اگر جسم باشد، درست نيست كه به همه پرسندگان نزديك باشد و خداوند متعال در سوره نساء مىفرمايد: «پنهان مىدارند از مردم و پنهان نمىدارند از خدا و او با ايشان است چون شب تدبير مىكنند به آنچه نپسندد از گفتار و خدا به آنچه مىكنند داناست.»[٣] و نيز خداوند مىفرمايد: «من همراه شمايم» و اگر جسم باشد صحيح نيست كه گفته شود با همگان است. و در سوره مريم مىفرمايد: «آيا براى او همنامى مى- دانى؟» يعنى مثلى و مانندى، و در سوره شورى مىفرمايد: «همچون او چيزى نيست.» همان طور كه گفته مىشود: هيچ سرور و مهترى چون فلان نيست.
در سوره ق مىفرمايد: «و ما به او نزديكتريم از رشته گردن.» يعنى به انسان، و جايز نيست كه خداوند در جهتى باشد، زيرا بودن در جهت از خواص اجسام است.
همچنين نيازمندى و حاجت بر او جايز نيست، زيرا نيازمندى از لوازم اجسام و اعراض است و حال آنكه خداوند متعال جسم و عرض نيست و خود در سوره آل-
[١]. آيه اول سوره پنجاه و هشتم.
[٢]. آيه ٢٠ سوره شصت و هفتم.
[٣]. آيه ١٠٨ سوره چهارم.