ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٥٢٤ - مجلس چهل و چهارم، در ذكر دعا براى حاجتهاى مؤمنان
«پروردگارا زنان و مردان مؤمن و زنان و مردان مسلمان را بيامرز» خداوند به شمار همه مؤمنان گذشته و آنانى كه تا روز قيامت مىآيند براى او حسنه مىنويسد و از خطاهايش محو مىكند و بر درجهاش مىافزايد.
امير المؤمنين على ٧ فرموده است از وامى كه داشتم به پيامبر ٦ شكايت كردم. فرمودند: اى على بگو «پروردگارا مرا به حلال خود از حرامت بىنياز فرماى و به فضل خود از هر كس جز خودت مرا بىنياز فرماى. كه اگر به اندازه كوه صبير وام داشته باشى خداوند آن را اداء خواهد فرمود.» (صبير نام كوهى است در يمن و هيچ كوهى بزرگتر و پرشكوهتر از آن در يمن نيست.) پيامبر فرمودهاند: هيچ مرد و زن مؤمنى از آغاز روزگار تا روز قيامت نيست مگر آنكه شفيع كسى خواهند بود كه در دعاى خود بگويد پروردگارا مردان و زنان مؤمن را بيامرز و چه بسا كه در روز قيامت براى بندهيى فرمان داده مىشود كه به دوزخ درافكنده شود و به سوى دوزخ برده مىشود و در آن هنگام مردان و زنان مؤمن مىگويند پروردگارا اين همان كسى است كه براى ما دعا مىكرد، شفاعت ما را در بارهاش بپذير و خداوند شفاعت ايشان را مىپذيرد و آن بنده رستگار مىشود و رهايى مىيابد.[١] امام باقر ٧ فرموده است خداوند مردى صحرانشين را براى دو كلمه دعايى كه كرد آمرزيد، خدايا اگر مرا عذاب كنى اين منم كه شايسته و سزاوار آنم و اگر مرا بيامرزى اين تويى كه شايسته و سزاوار آنى و خدايش به همين دو كلمه آمرزيد.
ابو بصير مىگويد: به امام صادق ٧ گفتم دعاى يوسف ٧ در چاه چه بوده است؟ زيرا ما در آن اختلاف نظر داريم. فرمود: همين كه يوسف در چاه افكنده و از زندگى خويش نااميد شد گفت خدايا بر فرض كه گناهان چهره مرا در پيشگاه تو تباه كرده و نداى دعاى من به سوى تو نمىرسد و برآورده نمىشود، من از تو به حق آن پيرمرد (يعقوب) مسألت مىكنم كه بر ناتوانى او رحمت آورى و من و او را به يك ديگر برسانى كه تو بىتابى او براى من و شوق من براى او را مىدانى.
ابو بصير مىگويد: آنگاه امام صادق ٧ گريست و فرمود من عرضه مىدارم
[١]. در اصول كافى، ص ٢٧٠، ج ٤، همراه با ترجمه آقاى دكتر جواد مصطفوى آمده است. م.