ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٥٠٨ - مجلس چهل و يكم، در بيان فضايل نماز
عصر از محبوبتر نمازها در نظر خداوند است و خداوند در باره مواظبت از آن به من سفارش فرموده است. و نماز مغرب هنگامى است كه خداوند توبه آدم ٧ را پذيرفت و فاصله ميان خوردن آدم از درخت ممنوع تا پذيرفته شدن توبهاش بر حسب زمان اين دنيا سيصد سال بوده و بر طبق زمان در آخرت كه هر روزش هزار سال است، در فاصله ميان نماز عصر تا نماز عشاء بوده است و آدم سه ركعت نماز گزارد، ركعتى براى پوزش از خطاى خود و ركعتى براى پوزش از خطاى حواء و ركعتى براى پذيرش توبهاش.
ابن فارسى توضيح مىدهد كه مقصود از خطا، ترك كردن كار مستحبى است كه از آن، گاه به معصيت هم تعبير مىشود و آدم ٧ هم سه ركعت نمازى كه گزارده است براى اين بوده كه پاداش آن كار مستحب را كه انجام نداده است دريابد و توبه او به پيشگاه خداوند براى اين بوده كه مقرب شود نه از باب اينكه گناهانش آمرزيده شود. كه او از مقام عصمت بهرهمند بوده است. خداوند هم اين سه ركعت را بر امت من فرض فرموده است و اين ساعتى است كه دعا در آن پذيرفته مىشود و خداى به من وعده فرموده است هر كس در آن ساعت او را عبادت كند و فرا خواند، دعايش را مستجاب فرمايد. و اين نماز را خداوند به من مقرر داشته و فرموده است «خدا را هنگام شب (نماز مغرب) و هنگام صبح (نماز صبح) ستايش كنيد.» (آيه هفدهم از سوره روم)، اما نماز عشا براى اين است كه گور و روز رستاخيز را ظلمتى است و خداوند به من و امت من فرمان داده است اين نماز را در اين وقت بگزاريم تا گورهاى ايشان و مسيرشان براى گذشتن از پل صراط روشن شود و هيچ قدمى براى نماز عشاء برداشته نمىشود مگر اينكه خداوند بدن آن شخص را بر آتش دوزخ حرام مىفرمايد و اين نماز را خداوند براى پيامبرانى كه پيش از من بودهاند نيز مقرر فرموده است. اما نماز صبح چنين است كه چون آفتاب طلوع مىكند بر دو شاخ شيطان مىتابد و خداى عز و جل به من فرمان داده است پيش از طلوع خورشيد و پيش از آنكه كافران خورشيد پرست به آن سجده كنند من و امتم براى خدا سجده كنيم و شتاب در گزاردن اين نماز براى خدا خوشتر است و اين نمازى است كه فرشتگان گماشته بر شب و روز به گزاردن آن گواهى مىدهند.[١]
[١]. اين روايت در تفسير برهان، ص ٢٥٩، ج ٣، از شيخ صدوق نقل شده است، سيد هاشم بحرانى مىگويد در من لا يحضر الفقيه صدوق هم به صورت مرسل از امام مجتبى٧ نقل شده است، بدون توضيحات ابن فارسى كه فتال آن را آورده است. م.