ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٤٨ - مجلس دوم، در شناختن خداوند
شود و همه اين نشانهها دليل بر واجب بودن تفكر و انديشه كردن در باره خداشناسى و شناختن صفات حق تعالى است. هر كس در اين امور تأمل و دقت كند و بينديشد، آنچه را ما گفتيم خواهد دانست.
پيامبر ٦ فرمودهاند: هر كدام شما به نفس خود آشناتر باشد به خداى خود آشناتر است.[١] امير المؤمنين على ٧ فرموده است: با صنع و آفرينش خداوند به او استدلال مىشود و با عقلها شناختن او ثابت مىشود و با انديشه و فكر، حجت او ثابت مىشود. شناخته شده از نشانههاست و با چيزهاى روشن مشهور است، تا آخر خطبه[٢].
از امام رضا ٧ پرسيده شد: چه دليلى براى حدوث عالم است؟[٣] فرمود: تو نبودهاى و سپس موجودشدهاى و اين را هم مىدانى كه خودت خود را بوجود نياوردهاى و كسى هم كه مثل تو بوده باشد ترا بوجود نياورده است.
و چون واجب بودن تفكر و دقت معلوم و ثابت شد، سزاوار است كه در اجسام، بدون اعراض آنها دقت شود كه اين آسانتر و به شناخت خداوند متعال نزديكتر است. اما دليل اينكه اجسام حادثند اين است كه اگر قديم مىبودند لازم بود كه از ازل در بخشى از جهان باقى بمانند زيرا حجم و جثه اشياء در صورتى كه قديم باشد اقتضاى اين موضوع را دارد كه باقى بماند و بايد آن را در جهات نفس يا به صورت قديم يا به صورت حادث كه با فاعل ديگرى پديد آمده است، پذيرفت. اين موضوع را نمىتوان جهت نفسى دانست كه در آن صورت انتقال آن محال است و صفات نفس دگرگونى و انتقال نمىپذيرد و حال آنكه ضرورت انتقال آن صحيح و معلوم است.
از سوى ديگر نمىتواند قديم باشد، زيرا بر فرض كه قديم باشد باز هم انتقال جسم قطعى است و نمىتواند چيزى هم قديم باشد و هم حادث و هر دو حال را داشته باشد. انتقال در مورد اعراض هم كه از صفات جسم است جايز نيست و عرض حادث موجب صفت ازلى نيست. اگر فاعل هم كه مقدم بر فعل است همچنين باشد حادث
[١]. اين گفتار رسول خدا٦ در صفحه ١٤ اقتصاد شيخ طوسى، چاپ ١٤٠٠ قمرى قم آمده است. م.
[٢]. اين خطبه در صفحه ٤٣ تحف العقول ابن شعبه حرانى با اختلاف اندكى در بعضى كلمات آمده است. م.
[٣]. اين حديث را شيخ صدوق در كتاب توحيد، ص ٢٩٣، در باب اثبات حدوث عالم آورده است. م.