ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٤٧٣ - مجلس سى و ششم، در ذكر مناقب اصحاب ائمه
و مناسك آن و آزاد كردن هزار برده در راه خداوند و آماده كردن و بخشيدن هزار اسب با زين و لگام در راه خداوند است.[١] همان حضرت فرموده است: هر كس برادر مؤمن خود را در كارى ببيند كه او را ناراحت مىدارد و بتواند آن گرفتارى را رفع كند و آن را رفع نكند، همانا بر او خيانت كرده است و هر كس از دوستى با احمق اجتناب نكند چه زود است كه او هم متخلق به اخلاق او بشود.
و فرموده است: مؤمن از چهار خصلت جدا نشود: همسايهيى (ستمگرى) كه او را آزار مىدهد و شيطانى كه او را گمراه مىكند و منافقى كه دنبالش را بگيرد و مؤمنى كه به آن رشگ ورزد. سماعه كه راوى اين حديث است مىگويد: به امام صادق گفتم فدايت گردم، منظور از مؤمنى كه به او رشگ ببرد چيست؟ فرمود: اين از همه سختتر است. يعنى در باره او بد مىگويد و مردم باور مىكنند.[٢] پيامبر ٦ فرموده است: هر كس خدا را بشناسد و او را تعظيم كند، دهانش را از سخن گفتن و شكمش را از طعام خوردن باز مىدارد و خويشتن را با نماز و روزه به رنج و زحمت مىاندازد. راوى روايت مىگويد، گفتم: اى رسول خدا! پدر و مادرمان فدايت باد! آيا ايشان اولياى خدايند؟ فرمود: همانا اولياى خدا چون سكوت كنند، سكوت ايشان انديشه است و چون به چيزى بنگرند، نگريستن ايشان عبرت است و چون سخن گويند گفتارشان حكمت است و چون ميان مردم راه بروند، راه رفتن ايشان بركت است و اگر مدت زندگانى كه براى آنان رقم زده شده است نباشد، از بيم عذاب و شوق به بهشت جانهايشان در بدنهايشان پايدار نمىماند.[٣] پيامبر ٦ فرمودهاند: خداوند مردم قريهيى را كه در آن صد تن از مؤمنان باشند عذاب نمىفرمايد. خداوند مردم قريهيى را كه در آن پنجاه مؤمن باشند عذاب نمىكند و خداوند قريهيى را كه در آن يك تن مؤمن باشد عذاب نمىفرمايد.
روايت است كه پيامبر ٦ به كعبه نگريستند و فرمودند: آفرين بر اين خانه
[١]. در صفحه ٥٤ كتاب مصادقة الاخوان صدوق، چاپ ١٤٠٢ قمرى، قم، آمده است. م.
[٢]. در صفحه ٢١٦ خصال صدوق آمده است. م.
[٣]. در اصول كافى، ص ٣٣٣، ج ٣، همراه با ترجمه آقاى دكتر جواد مصطفوى آمده است. م.