ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٤٧٢ - مجلس سى و ششم، در ذكر مناقب اصحاب ائمه
حاضر شوى و در بيماريش به عيادت او بروى و به تن خويش براى قضاى حوائج او اقدام كنى و منتظر نشوى كه از تو انجام آن را بخواهد و پيش از خواهش او حاجتش را برآورى و هر گاه چنين رفتار كنى، دوستى او را با دوستى خود پيوند دادهاى و دوستى خود را با دوستى خداوند پيوند دادهاى.[١] همان حضرت فرموده است: سزاوار و شايسته است كه در مؤمن هشت خصلت باشد. به هنگام سختيها، وقور و هنگام بلا و گرفتارى، صبور و هنگام فراخى و نعمت شكور باشد. به آنچه كه خدايش روزى فرموده است قانع باشد. به دشمنان خود ستم نكند.
سختى خويش را بر دوستان نيفكند و خود در آسايش و راحت باشد. همانا دانش دوست مؤمن و بردبارى، وزير او و صبر، امير لشكر او و رفق و مدارا، برادر او و خوش برخوردى، پدر اوست.[٢] پيامبر ٦ فرمودهاند: براى هر مؤمن بر مؤمن ديگر، هفت حق واجب است كه خداوند متعال آن را واجب فرموده است: در چشم خود او را بزرگ شمارد و در سينه خود دوستى او را داشته باشد و از اموال خود با او همراهى كند، غيبت او را حرام بشمرد، در بيماريش از او عيادت كند، جنازهاش را تشييع كند و پس از مرگش در بارهاش جز خير و نكويى نگويد.[٣] پيامبر ٦ فرمودهاند: خداوند متعال چون مىبيند كه مردمى در گناهكارى زياده روى مىكنند و ميان ايشان سه تن از مؤمنانند، خداى جل جلاله مىفرمايد: اى بندگان گنهكار من! اگر اين نبود كه ميان شما مؤمنانى هستند كه جلال و شكوه مرا دوست دارند و با نمازهاى خود زمين و مساجد آنان را آباد مىدارند و در سحرها از بيم من استغفار مىكنند، هر آينه عذاب خود را بر شما فرو مىفرستادم و اهميتى نمىدادم.[٤] و پيامبر فرمودهاند: هر كس بدى را ناخوش بدارد و خوبى او را شاد كند او مؤمن است.
امام صادق ٧ فرموده است: برآوردن نياز مؤمن، برتر از هزار حج پذيرفته
[١]. روايتى است كه در باب هفتم خصال، ص ١٠٣، چاپ آقاى كمرهيى، آمده است و برخى از افعال به صورت مغايب و برخى به صورت مخاطب است. م.
[٢]. روايت با اندك تفاوتى از خصال صدوق نقل شده است و در ترجمه، به متن خصال نظر داشتهام، زيرا متن روضة الواعظين مخدوش است. م.
[٣]. روايت با اندك تفاوتى از خصال صدوق نقل شده است و در ترجمه، به متن خصال نظر داشتهام، زيرا متن روضة الواعظين مخدوش است. م.
[٤]. در صفحه ١٢٤ مشكاة الانوار في غرر الاخبار طبرسى هم آمده است. م.