ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٤٦١ - مجلس سى و پنجم، در بيان فضايل اصحاب رسول خدا (ر)
پروردگارا! از كسانى كه او را محروم كردند و از جايگاه هجرتش و حرم رسول خدا تبعيد كردند، انتقام بگير.» ما همگى دست بر آسمان بلند كرديم و گفتيم: آمين، آمين. آنگاه همسرش گوسپندى را كه پخته بود آورد و گفت: اى مردم صالح! ابو ذر شما را سوگند داده است كه تا غذا نخوردهايد، پراكنده مشويد. ما غذا خورديم و به راه افتاديم.
امام صادق ٧ فرموده است: ابو ذر به حضور پيامبر ٦ رسيد و در آن هنگام جبريل هم در محضر ايشان بود. جبريل گفت: اى رسول خدا! اين كيست؟ فرمود:
ابو ذر است. جبريل گفت: همانا او در آسمان شناختهشدهتر از زمين است.
همان حضرت فرموده است: عثمان دو تن از وابستگان خود را همراه دويست دينار پيش ابو ذر فرستاد و به آنان گفت: پيش او برويد و به او بگوييد، عثمان سلامت مىرساند و مىگويد: اين دويست دينار است. آن را در امور خود به مصرف برسان.
ابو ذر گفت: آيا عثمان به كس ديگرى از مسلمانان هم چنين پولى داده است؟ گفتند نه. گفت: من هم مردى از مسلمانانم. آنچه براى ديگران است، براى من هم خواهد بود. گفتند: عثمان مىگويد اين از مال حلال خود من است و سوگند به خدايى كه پروردگارى جز او نيست آن را با حرام مخلوط نكردهام و از راه حلال براى تو فرستادم. ابو ذر گفت: مرا نيازى به اين نيست كه امروز از توانگرتر مردمم. آن دو گفتند: خدايت به سلامت دارد و كارهايت را روبراه فرمايد، ما كه در اين خانه تو هيچ چيز از كم و بيش نمىبينيم كه از آن بهره ببرى. گفت: نه، زيرا اين پارچه (جل) گرده نان جوى است كه چند روز است به حال خود باقى مانده است. من با اين دينارها چه كار كنم؟ نه، به خدا سوگند نمىگيرم، تا خداوند متعال بداند كه بر هيچ كم و بيشى قادر نيستم و من با ولايت و دوستى على بن ابى طالب و عترت او كه راهنمايان و هدايتشدگانند و به حق هدايت مىكنند و به آن مىپيوندند، بىنياز و توانگرم.
وانگهى از پيامبر ٦ شنيدم كه مىفرمود: براى پيرمرد بسيار زشت است كه دروغ بگويد. اين دينارها را برگردانيد.
امام موسى بن جعفر ٧ فرموده است: ابو ذر مىگفته است، هر كس دنيا و نعمت آن را ستايش كند، من پس از آنكه دو گرده نان جو داشته باشم كه يكى را در چاشت و ديگرى را در شام بخورم و دو پارچه مويى داشته باشم كه يكى را ازار و ديگرى