ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٤٥٩ - مجلس سى و پنجم، در بيان فضايل اصحاب رسول خدا (ر)
پرسيد. گفت: من سلمان پسر عبد اللَّه هستم. گمراه بودم، خدايم به محمد ٦ هدايت فرمود. مستمند بودم، خدايم به محمد ٦ بىنياز ساخت. برده بودم، خداوند به بركت محمد ٦ آزادم فرمود. اين حسب و نسب من است. آنگاه پيامبر ٦ آمدند. سلمان موضوع را به ايشان گفت و از آنان كه او را آزرده بودند شكايت كرد و پاسخى را كه داده بود گفت. رسول خدا ٦ فرمودند: اى گروه قريش! همانا آيين و دين مرد، حسب و نسب اوست و اخلاق او مروت اوست و ريشه او عقل اوست.
خداوند فرموده است: «ما شما را از مردى و زنى آفريديم. آنگاه شما را شعبهها و قبايل قرار داديم تا يك ديگر را بشناسيد. همانا گرامىترين شما نزد خداوند پرهيزگارترين شماست.»[١] اى سلمان! هيچ يك از ايشان را بر تو برترى نيست مگر به پرهيزگارى و بيم از خداوند و اگر تقواى تو بر ايشان برترى داشته باشد تو برترى.[٢] عمرو بن يزيد مىگويد، سلمان گفته است: پيامبر به من فرمودند، چون مرگ تو فرا رسيد و مرگ بخواهد تو را در ربايد، كسانى پيش تو مىآيند كه چيزى نمىخورند ولى از بوى خوش لذت مىبرند. گويد به هنگام مرگ چنتهيى از مشك بيرون آورد و گفت، هديهيى است كه رسول خدا به من مرحمت فرمودهاند. آن را به اطراف بستر خود پاشاند و به همسرش گفت در را بگشاى. برخاست و در را گشود و برگشت و سلمان درگذشته بود. خدايش از او خشنود باد.[٣] ابو على مروزى محمودى با ذكر اسناد خود نقل مىكند كه ابو ذر همان است كه پيامبر ٦ در بارهاش فرمودهاند: آسمان بر سر كسى راستگوتر و صريح اللهجهتر از ابو ذر سايه نيفكنده است و زمين كسى چون او بر پشت خود نديده است. يگانه زندگى مىكند و يگانه مىميرد و يگانه برانگيخته مىشود و يگانه وارد بهشت مىشود و او كسى است كه فضايل امير المؤمنين و وصى رسول خدا و جانشين به حق او را بيان مىكند. و آن قوم پس از اينكه او را بر شتر چموش بدون جهاز از شام احضار كردند و سپس او را از حرم خدا و حرم رسول خدا تبعيد كردند و او ميان ايشان با صداى بلند مىگفت: قطارهاى شتران كه آتش بار آنهاست از حد درگذشت و من خود
[١]. آيه ١٣ از سوره چهل و نهم( حجرات). م.
[٢]. در صفحات ١٣ و ١٦ اختيار معرفة الرجال شيخ طوسى آمده است و رك. به:
صفحه ٦٦ بخش اول جلد ٤ طبقات، چاپ بريل و ترجمه آن به قلم اين بنده. م.
[٣]. در صفحات ١٣ و ١٦ اختيار معرفة الرجال شيخ طوسى آمده است و رك. به:
صفحه ٦٦ بخش اول جلد ٤ طبقات، چاپ بريل و ترجمه آن به قلم اين بنده. م.