ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٤٤٧ - مجلس سى و سوم، در سبب اسلام سلمان فارسى (ر)
را به ياد آورند، اشكهايشان از ديده فرو مىريزد. چگونه مدعى هستند كه پيامبر و اهل بيت او را دوست دارند در حالى كه درون آنان آكنده از خشم است؟ آنان در گفتار خود نسبت به پيامبر ملايم و نرم بودند و حال آنكه دلهاى ايشان آكنده و انباشته از كينهها بود.»[١] ديگرى گفته است:
«فرزندان احمد همگى گرد آلود و رنگ پريده و داراى جامههاى كهنه و فرسوده و پراكندهاند و حال آنكه زنازادگان بر همگان حكومت مىكنند. پروردگارا ما بر افلاك پاك و منزه است.»
مجلس سى و سوم در سبب اسلام سلمان فارسى رضي اللَّه عنه
به امام موسى بن جعفر ٧ گفته شد: اى پسر رسول خدا! آيا به ما خبر نمىدهى كه چگونگى و سبب مسلمان شدن سلمان فارسى چگونه بوده است؟ فرمود:
آرى، پدرم برايم نقل كرد كه امير المؤمنين على بن ابى طالب و سلمان و ابو ذر و گروهى از قريش كنار مرقد پيامبر نشسته بودند. على ٧ به سلمان فرمود: اى ابا عبد الله! آيا در باره آغاز كار خود براى ما چيزى نمىگويى؟ سلمان گفت: اى امير مؤمنان! به خدا سوگند كه اگر كس ديگرى غير از تو مىپرسيد چيزى نمىگفتم. من مردى دهقان زاده و از مردم شيراز بودم و پيش پدر و مادر خويش بسيار عزيز بودم.
روزى همچنان كه با پدر خويش به يكى از مراسم جشنها مىرفتم، از كنار صومعهيى گذشتيم و شنيدم مردى در آن صومعه بانگ برداشته است و مىگويد: «گواهى مىدهم كه خدايى جز پروردگار يگانه نيست و عيسى روح خداوند است و محمد حبيب خداست.» نام محمد ٦ در گوشت و خون من رسوخ كرد و چنان شيفته شدم كه هيچ خوراك و آشاميدنى بر من گوارا نبود. مادرم به من گفت: پسرم! ترا چه شده است كه امروز به هنگام برآمدن خورشيد براى آن سجده نكردى؟ به او پاسخى درشت دادم و ساكت شد و چون به خانه خود بازگشتم، ديدم نامهيى از سقف آويخته است.
از مادر پرسيدم: اين نامه چيست؟ گفت: اى روزبه! چون از مراسم جشن خود
[١]. در اين ابيات با آنچه كه در منابع ديگر آمده است اختلافات لفظى اندكى ديده مىشود. م.