ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٤٤٣ - مجلس سى و دوم، در مناقب آل محمد
سپيد و رخشان مىشود، از جامههاى بهشت بر او پوشيده مىشود، در باره صد تن از خاندانش شفاعت او را مىپذيرند، خداوند به چشم مهر و محبت بدو مىنگرد، از تاجهاى بهشتى بر سرش مىنهند و بدون حساب وارد بهشت مىشود.[١] امام صادق ٧ فرموده است: روز رستاخيز خداوند همه امتهاى پيشين و واپسين را در زمينى جمع مىكند. تاريكى شديدى همگان را فرا مىگيرد. همگان به پيشگاه خدا فرياد بر مىآورند و مىگويند: پروردگارا! اين تاريكى را از ما بردار، ناگهان گروهى آشكار مىشوند و پيش مىآيند كه پرتو ايشان پيشاپيش آنان در حركت است و صحراى قيامت را روشن مىكند. مردم محشر مىگويند: آيا اينان پيامبرانند؟
سروشى از جانب خداوند به آنان مىگويد: نه، ايشان پيامبران نيستند. اهل محشر مىپرسند: آيا ايشان فرشتگانند؟ همان سروش مىگويد: نه، كه ايشان فرشتگان نيستند، مردم باز مىپرسند: آيا ايشان شهيدانند؟ و سروش مىگويد: نه، اينان شهيدان نيستند.
مردم محشر مىگويند: پس اينان كيستند؟ سروش مىگويد: از خودشان بپرسيد كيستند و مردم مىپرسند: شما كيستيد؟ مىگويند: ما علويان و ذريه محمديم. ما فرزندان على هستيم كه ولى خداوند است. ما افرادى هستيم كه به كرامت خداوند مخصوصيم. ما كسانى هستيم كه مطمئن و در امانيم. در اين هنگام سروشى از جانب خداوند به آنان مىگويد: در مورد دوستان و دوستداران و شيعيان خود شفاعت كنيد و آنان شفاعت مىكنند و پذيرفته مىشود.
امام صادق ٧ فرموده است: مردى يهودى آمد و برابر پيامبر ٦ ايستاد و با دقت به ايشان نگريست. پيامبر فرمود: اى يهودى! چه نيازى دارى؟ گفت: آيا تو برترى يا موسى بن عمران، همان پيامبرى كه خداى با او سخن گفته است و تورات را بر او فرو فرستاده است و عصا را به او ارزانى داشته و دريا را براى او شكافته و با ابر بر سرش سايه افكنده است؟ پيامبر ٦ به او فرمود: هر چند ناخوشايند است كه بندهيى خود را بستايد، ولى مىگويم كه آدم ٧ چون خطا و ترك اولى كرد تقاضايش چنين بود كه گفت: پروردگارا! از تو به حق محمد و آل محمد مسألت مىكنم تا از خطايم درگذرى، و خداوند از او درگذشت و او را آمرزيد و چون نوح ٧ بر كشتى سوار شد و از غرق شدن ترسيد، عرضه داشت: پروردگارا! از تو به حق محمد و آل محمد
[١]. در صفحه ٢٩٢ خصال صدوق، همراه با ترجمه آقاى كمرهيى آمده است. م.