ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٤٠٦ - مجلس بيست و هشتم، در امامت و مناقب ابو محمد حسن بن على العسكرى
محمد بن اسماعيل بن ابراهيم بن موسى بن جعفر ٧ مىگويد: عباسيها نزد صالح بن وصيف رفتند كه امام حسن عسكرى ٧ پيش او زندانى بود و گفتند بر او سخت بگير و گشايشى در كارش فراهم مكن. صالح گفت: مىگوييد چه كنم؟ دو مرد از بدترين مردم را بر او گماشتم و آنان را از لحاظ عبادت و روزه گرفتن و نيكوكارى به درجه بسيار بزرگى رسيدند. آنگاه دستور داد آن دو را آوردند و به آن دو گفت:
واى بر شما! در مورد اين مرد چه مىگوييد؟ گفتند: چه مىتوانيم بگوييم؟ در باره مردى كه همه شب را نماز مىگزارد و روزها هميشه روزهدار است. سخن هم نمى- گويد و فقط به عبادت مشغول است و چون به ما مىنگرد لرزه بر اندام ما مىافتد و اختيار از دست ما بيرون مىرود. عباسيها همين كه اين سخن را شنيدند نااميد برگشتند.
و اصحاب ما روايت مىكنند كه امام حسن عسكرى ٧ را به سرهنگى سپردند كه بر ايشان بسيار سخت مىگرفت و آزار مىرساند. همسر آن سرهنگ به او گفت:
از خدا بترس. گويا نمىدانى چه كسى در خانه تو زندانى است؟ و صلاح و عبادت آن حضرت را ياد آور شد و گفت: من از اين روى بر تو بيمناكم. آن سرهنگ گفت:
به خدا سوگند او را ميان درندگان مىاندازم و در اين مورد اجازه گرفت. به او اجازه دادند و چنان كرد و هيچ شك نداشتند كه درندگان آن حضرت را دريدهاند. ولى چون نگريستند كه ببينند چه شده است، ايشان را ديدند كه به نماز ايستاده است و درندگان اطراف ايشانند. دستور داد ايشان را بيرون آرند و به خانه خودشان ببرند.[١] حسن بن محمد اشعرى و محمد بن يحيى و كسان ديگرى غير از آن دو نقل مىكنند كه احمد بن عبيد الله بن خاقان سرپرست املاك و ماليات قم بود. روزى در مجلس او سخن از علويان و مذاهب ايشان به ميان آمد. با آنكه او سخت از اهل بيت رو گردان و ناصبى بود، گفت: من هيچ يك از علويان سامرا را نديده و نمىشناسم كه در سكون و آرامش و پاكدامنى و خردمندى و رفتار و اهميت در نظر خاندان چون حسن بن على بن محمد بن رضا باشد. بنى هاشم او را بر همه سالخوردگان خود مقدم مىداشتند و نزد فرماندهان نظامى و وزيران و عموم مردم هم همان گونه بود. به ياد دارم روزى كنار پدرم ايستاده بودم و آن روز، روز جلوس عمومى او بود. ناگاه
[١]. اين سه روايت هم با ذكر سلسله سند در ارشاد مفيد آمده است. م.