ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣٨٢ - مجلس بيست و پنجم، در امامت و مناقب ابو الحسن على بن موسى الرضا
بحمد الله خوبم. آيا امروز كسى از دوستان و پرستاران به حضورت آمدهاند؟ فرمود نه. مأمون خشمگين شد و بر غلامان خود بانگ زد كه هم اكنون آب انار بياوريد كه نمىتوان از آن بىنياز بود. سپس مرا فرا خواند و گفت: براى ما انار بياور. انار آوردم. گفت: به دست خودت آب آن را بگير. چنان كردم و مأمون آن را به امام رضا نوشاند و همين موجب مرگ او شد و دو روز بيمار بود و رحلت فرمود.
ابو الصلت هروى مىگويد: همان دم كه مأمون بيرون رفت من به حضور امام رضا رسيدم. به من فرمود: اى ابو الصلت! كار خود را كردند و سپس شروع به توحيد و تمجيد خداوند كرد.
از محمد بن جهم روايت شده است كه مىگفته است: على بن موسى الرضا ٧ انگور را دوست مىداشت. مقدارى انگور گرفتند و سوزنهاى مسمومى را چند روزى در بن دانههاى آن قرار دادند و بيرون كشيدند. سپس آن را براى ايشان آوردند و آن حضرت اندكى هم بيمار بود و چون از آن انگور خورد رحلت فرمود و گفتند كه اين نوع زهر از خطرناكترين زهرهاست.
و چون على بن موسى الرضا ٧ رحلت فرمود، مأمون يك شبانروز مرگ ايشان را پوشيده داشت. آنگاه به محمد بن جعفر صادق و گروهى از خاندان ابو طالب كه آنجا بودند پيام داد بيايند و چون آمدند، خبر رحلت امام رضا را به ايشان داد و گريست و اندوه شديدى از خود نشان داد و جنازه را به ايشان نشان داد كه از لحاظ ظاهرى در جسد آثارى نبود و سپس خطاب به جسد گفت: اى برادر! به من بسيار گران است كه ترا در اين حال مىبينم. آرزومند بودم كه پيش از تو درگذرم، ولى خداوند نخواست. سپس دستور به غسل دادن و حنوط و كفن كردن داد و خود در حالى كه تابوت را بر دوش مىكشيد بيرون آمد و جنازه را همان جايى كه امروز مدفون است آورد و به خاك سپرد. آنجا خانه حميد بن قحطبه و در قريه سناباد است كه فاصله آن تا نوقان به اندازه صد ارس است و از توابع طوس است. گور هارون- الرشيد و گور ابو الحسن على بن موسى كه در قبله و جلو گور هارون قرار دارد آنجاست. اينها مطالبى است كه شيخ مفيد در كتاب ارشاد آورده است.
پيامبر ٦ فرمودهاند: به زودى پارهيى از تن من در سرزمين خراسان به خاك سپرده مىشود و هيچ مؤمنى او را زيارت نمىكند مگر اينكه خداى عز و جل بهشت