ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣٦٠ - مجلس بيست و چهارم، در امامت و مناقب ابو الحسن موسى بن جعفر
كه قصد انجام آن را دارم. مىخواهم موسى بن جعفر را زندانى كنم كه او مىخواهد ميان امت تو تفرقه افكند و خون آنان ريخته شود. و فرمان داد موسى بن جعفر ٧ را از مسجد گرفتند و پيش هارون بردند و آن حضرت را در قيد و بند كشيد و سپس دو محمل سرپوشيده فراهم آوردند و هر يك را بر استرى استوار كردند و هر دو محمل را با يك ديگر از خانه هارون بيرون آوردند و با هر يك گروهى اسب سوار بود. يكى از آن محملهاى سرپوشيده را به سوى كوفه و ديگرى را به بصره گسيل داشت و امام كاظم ٧ در آن محملى بود كه به بصره مىرفت. هارون اين كار را از اين روى انجام داد كه بر مردم پوشيده ماند و با سواران گفت: موسى بن جعفر ٧ را به عيسى بن جعفر بن منصور كه در آن هنگام فرماندار بصره بود تسليم كنند.
حضرت موسى بن جعفر را به او سپردند و او مدت يك سال آن حضرت را پيش خود زندانى كرد. هارون به او نوشت خون موسى بن جعفر ٧ را بريزد. عيسى بن جعفر برخى از اشخاص مورد اعتماد و ويژگان خود را فرا خواند و با آنان در مورد نامه هارون مشورت و رايزنى كرد. به او گفتند از اين كار دست بدارد و بخواهد كه او را معاف دارند. عيسى به هارون نوشت: موضوع بازداشت موسى بن جعفر در زندان من طولانى شده است. من احوال او را آزمودهام و كسى گماردهام تا گوش دهد كه در دعاهاى خود چه مىگويد. گزارش داد كه او بر تو و بر من نفرين نمىكند و از ما به بدى ياد نمىكند و براى خود طلب آمرزش و رحمت مىكند. اگر كسى بفرستى كه او را از من تحويل بگيرد و گر نه من او را آزاد مىكنم، زيرا از نگهدارى و حبس او معذورم.
يكى از جاسوسان عيسى بن جعفر به او گزارش داده است كه بسيار شنيده است موسى بن جعفر ٧ هنگامى كه در خانه عيسى زندانى بوده چنين دعا مىفرموده است:
«پروردگارا! تو خود مىدانى كه از تو مىخواستم مرا براى عبادت خود فارغ گردانى و خدايا تو چنين فرمودى و ترا سپاس و ستايش باد.» هارون كسى را فرستاد كه موسى بن جعفر ٧ را از عيسى بگيرد و به بغداد آورد و ايشان را تسليم فضل بن ربيع كند. مدتى طولانى امام كاظم ٧ در خانه فضل زندانى بودند. هارون از فضل خواست كه ايشان را بكشد و او نپذيرفت و هارون به او نوشت آن حضرت را تسليم فضل بن يحيى بن خالد كند و چنان كرد.