ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣٥٤ - مجلس بيست و چهارم، در امامت و مناقب ابو الحسن موسى بن جعفر
بر يكى از پردهها بود نگريست و فرمود: اى شير! اين دشمن خدا را بگير. گويد آن نقش به صورت شير بزرگى درآمد و آن افسونگر را دريد. هارون و همنشينانش از اين موضوع چنان بيم كردند كه مدهوش درافتادند و هوش از سر ايشان پريد و چون به خود آمدند، هارون به امام كاظم گفت: ترا به حق خودم بر تو سوگند مىدهم كه از اين صورت و شكل شير بخواهى تا آن مرد را برگرداند. فرمود اگر عصاى موسى كه اژدها شد و ريسمانها و عصاهاى آن قوم را بلعيد آنها را برگرداند، اين شكل هم آن مرد را برخواهد گرداند.[١] و اين گونه كارها، براى امام كاظم ٧ از سادهترين كارها بود.
محمد بن عبد الله بكرى مىگويد: به مدينه آمدم كه وامى بگيرم، ممكن نشد.
با خود گفتم اگر پيش ابو الحسن موسى بن جعفر بروم و به ايشان بگويم كار خوبى است. به بوستان ايشان كه در ناحيه نقمى از حومه مدينه بود رفتم. امام كاظم ٧ همراه يكى از خدمتكارانش پيش من آمد و ظرفى همراه خدمتكار بود كه در آن گوشت پخته خشگ شده قرار داشت و چيزى ديگر نداشت و امام كاظم و من از آن خورديم و ايشان از نياز من پرسيدند. داستان را به ايشان گفتم. داخل حجره خود شدند. چيزى نگذشت كه بيرون آمدند و به خدمتگزار خويش فرمود برو و چون او رفت دست خود را به سوى من دراز فرمود و كيسهيى به من لطف كرد كه در آن سيصد دينار بود و برخاست و رفت و من هم بر مركب خود سوار شدم و برگشتم.[٢] ابن عمار و راويان ديگرى نقل كردهاند كه چون هارون به حج مىرفت همين كه نزديك مدينه رسيد گروهى از سران و بزرگان مدينه به استقبالش رفتند و موسى بن جعفر ٧ هم در حالى كه سوار بر استرى بود پيشاپيش آنان حركت مىكرد. ربيع به ايشان گفت: اين چه مركبى است كه بر آن سوارشدهاى و به ملاقات امير مؤمنان آمدهاى؟ اگر ترا تعقيب كنند نمىتوانى بگريزى و اگر بخواهى كسى را تعقيب كنى عقب مىمانى. امام كاظم فرمود: اين مركب از نخوت و غرور اسب فروتر و از خوارى و زبونى خر فراتر و بهترين امور كارهاى متوسط است.[٣] گويند چون
[١]. مقصود حضرت موسى بن عمران است كه به تفصيل و مكرر در قرآن آمده است. از جمله در آيات ٦٦ تا ٧٣ سوره بيستم( طه). اين روايت در عيون اخبار الرضا، ص ٩٦، ج ١، آمده است. م.
[٢]. در صفحه ٢٧٨ ارشاد مفيد، چاپ ١٣٧٧ قمرى، آمده است. م.
[٣]. اين موضوع را ابو الفرج اصفهانى مؤلف اغانى در صفحه ٣٣٣ كتاب مقاتل الطالبين خود، چاپ ١٣٨٥ قمرى، نجف، آورده است. در ارشاد مفيد هم آمده است. م.