ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣٣٤ - مجلس بيست و دوم، در امامت و مناقب حضرت باقر
دين را مىشكافد شكافتنى و چون او را ديدى از سوى من به او سلام برسان.[١] امام باقر ٧ فرموده است: پس از اينكه چشمهاى جابر نابينا شده بود به خانهاش رفتم و بر او سلام دادم. پاسخ داد و پرسيد كيستى؟ گفتم: محمد بن على بن حسينم. گفت: پسركم! نزديك بيا. نزديك رفتم. دستم را بوسيد و خواست پايم را ببوسد، خود را كنار كشيدم. سپس گفت: رسول خدا بر تو سلام رساندهاند. گفتم:
سلام و رحمت و بركات خدا بر رسول خدا باد و پرسيدم: اى جابر! اين موضوع چگونه است؟ گفت: روزى همراه پيامبر ٦ بودم. فرمودند اى جابر! شايد تو چندان زنده بمانى تا مردى از فرزندزادگان من به نام محمد بن على بن حسين را ببينى كه خداوند به او نور و حكمت ارزانى فرموده است. از سوى من به او سلام برسان.[٢] عبد الله بن عطاء مكى[٣] مىگويد: دانشمندان را در حضور هيچ كس آن قدر كوچك نديدم كه در حضور ابو جعفر محمد بن على ٧. حكم بن عيينة[٤] را با تمام جلالى كه ميان قوم خود داشت در حضور او چون كودكى كنار استادش مىديدم.
جابر بن يزيد جعفى[٥] هر گاه مىخواست حديثى از محمد بن على باقر ٧ نقل كند، مىگفت: وصى اوصياء و ولى اوليا و وارث علم انبياء محمد بن على بن حسين ٧ براى من چنين حديث فرمود.
قيس بن ربيع مىگويد: از ابو اسحاق سبيعى در مورد جايز بودن مسح بر كفش پرسيدم. گفت: من هم چون مىديدم مردم بر كفش خود مسح مىكشند چنان مىكردم، تا آنكه مردى از بنى هاشم به نام محمد بن على بن حسين را ديدم كه هرگز كسى چون او نديدهام. از او در مورد مسح بر كفش پرسيدم. مرا از آن منع كرد و گفت: امير المؤمنين على ٧ چنين نمىكرد و مىگفت: حكم كتاب (قرآن) مقدم بر عمل مردم است كه بر كفش مسح مىكشند.[٦] ابو اسحاق گفت: از آن پس ديگر بر
[١]. براى اطلاع بيشتر از روايات ديگر به صفحات ٢٢٣ و ٢٢٨ جلد ٤٦ بحار الانوار چاپ مكتبة الاسلامية مراجعه كنيد. م.
[٢]. عينا در ارشاد مفيد، ص ٢٤٥، آمده است. م.
[٣]. ذهبى در ميزان الاعتدال، ذيل شماره ٤٤٥١، نوشته است كه صدوق است و مورد اعتماد. م.
[٤]. در ارشاد، ص ٤٤٦ و در بحار، ص ٢٨٦، ج ٤٦، حكم بن عتيبه آمده است. م.
[٥]. جابر بن يزيد جعفى، از محدثان بزرگ شيعه و داراى تفسيرى بر قرآن بوده است. رك.
به: صفحه ٧٣ الفهرست شيخ طوسى، افست از چاپ اسپرنكر، مشهد، ١٣٥١ شمسى. م.
[٦]. در ارشاد، ص ٢٤٧ آمده است. م.