ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣٣٠ - مجلس بيست و يكم، در امامت و مناقب حضرت سجاد
١٩- خلاف وعده نمىكند. فرخنده سيرت است و گسترده درگاه و هر گاه بر كارى عزم كند سخت خردمند است.
٢٠- از گروهى است كه دوستى ايشان دين و دشمنى ايشان كفر و نزديك شدن به آنان مايه نجات و پناهگاه است.
٢١- با دوستى ايشان بدى و گرفتارى برطرف مىشود و با او احسان و نعمتها باز گرفته مىشود.
٢٢- پس از نام خدا نام ايشان در هر آغازى مقدم است و كلام به آن ختم مىشود.
٢٣- اگر پرهيزگاران شمرده شوند ايشان پيشوايان آنانند، و اگر گفته شود بهترين مردم زمين كيست؟ گفته مىشود ايشانند.
٢٤- هيچ بخشندهيى نمىتواند به مرز بخشندگى ايشان برسد و هيچ قومى هر چند كريم باشد با آنان مقايسه نمىشود.
٢٥- هر گاه سختى و خشكسال پيش آيد ايشان ابرهاى بارانزايند (فرياد رسان هستند) و چون كارزار گرم مىشود، همچون شيران بيشه شرى (نام جايى در تهامه است) هستند.
٢٦- ممكن نيست كه نكوهش به ساحت ايشان برسد. نيك سرشتان بخشندهاند و دستهاى ايشان سخت بخشنده است.
٢٧- سختى و گرفتارى چيزى از گسترش نعمت دستهاى ايشان را كاهش نمىدهد. چه در حال توانگرى و چه در حال تنگدستى، نعمت از ايشان يكسان فرو مىريزد.
٢٨- كداميك از مردم هستند كه بر گردن ايشان، از نياكان او يا خودش، حقى نباشد و نعمتهايى؟
٢٩- هر كس خدا را بشناسد نياكان اين مرد را مىشناسد و مردم و ملتها دين را از خانه اين مرد دريافتهاند.»[١]
[١]. پيش از آنكه در باره منابع اين قصيده يا بخشى از آن كه در آن منابع آمده است توضيح دهم، بايد به اطلاع خوانندگان گرامى برسانم كه براى ترجمه ابيات به اغانى و زهر الآداب و بحار الانوار مراجعه شد و برخى از كلمات اشعار كه در روضة الواعظين اشتباه چاپى يا كلمه ديگرى بود اصلاح شد و اين ترجمه پس از اصلاح آن كلمات صورت گرفته است.
ضمنا در كمال خلوص مىگويم كه ممكن است در انتقال معنى و يافتن كلمات كاملا مناسب فارسى چنان كه شايد و بايد از عهده بيرون نيامده باشم و به راستى ترجمه شعر فرزدق شبيه آن است كه بخواهيم شعر قرن چهارم و پنجم فارسى را به عربى ترجمه كنيم و اميد- است اين عذر مقبول واقع شود.
اين قصيده در كتاب اغانى ابو الفرج اصفهانى، درگذشته ٣٥٦ قمرى( ص ٣٧٦، ج ٢١، چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم، مصر ١٩٧٣ و افست بيروت، بدون تاريخ) بيست بيت آمده است و در مورد چهار بيت آن ترديد كردهاند و با ستاره مشخص ساختهاند.
در زهر الآداب حصرى قيروانى، درگذشته ٤٥٣ هجرى از اين قصيده بيست و نه بيت در ص ١٠٣، ج ١، چاپ محمد محيى الدين عبد الحميد، ١٩٧٢ ميلادى، آمده است.
در برخى از كتابهاى ديگر قرن چهارم و اوائل قرن پنجم گزيدههايى از آن نقل شده- است. شيخ مفيد در ارشاد، ص ٢٤٣، چاپ ١٣٧٧ قمرى، تهران، هفت بيت از آن را آورده است و سيد مرتضى هم در صفحات ٦٧ و ٦٨ جلد اول امالى، چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم، مصر، ١٩٥٤ ميلادى، هفت بيت از آن آورده است. به احتمال بسيار زياد فتال از ديوان فرزدق يا از زهر الآداب حصرى قيروانى برداشته است.
در باره برخى از اشعار اين قصيده ترديد كرده و گفتهاند در مدح قثم پسر عباس يا يكى از خلفا سروده شده است. در بحار الانوار، ص ١٢٥، ج ٤٦، به نقل از مناقب ابن شهر آشوب چهل و يك بيت آمده است.
در ديوان فرزدق در چاپ عبد اللَّه اسماعيل صاوى اين قصيده حذف شده است و در چاپ بستانى بيروت در صفحه ١٧٨ جلد ٢ آمده است و نخستين قصيده در قافيه ميم است.
براى اطلاع بيشتر به حاشيه استاد محترم محمد مهدى السيد حسن الخرسانى بر همان صفحه بحار نيز مراجعه شود. م.