ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣٢٩ - مجلس بيست و يكم، در امامت و مناقب حضرت سجاد
٥ نسب او به آن اوج عزتى مىرسد كه نسب تمام اعراب مسلمان و غير عرب از رسيدن به آن باز مىماند و كوتاهتر است.
٦- هر گاه مىآيد كه ركن حطيم را دست بكشد، ركن به سبب شناختن دست او مىخواهد آن را بگيرد و رها نكند.
٧- او از آزرم چشم فرو مىبندد و از هيبت او چشمها فرو بسته مىشود و با او سخن گفته نمىشود مگر آنگاه كه لبخند بر لب دارد.
٨- جامه ظلمت از پرتو پيشانى او چاك مىشود، همچنان كه از دميدن خورشيد تاريكيها از ميان مىرود.
٩- در دست او خيزرانى (چوبدستى خيزران) است كه بوى آن دلاويز است.
در دستى كه دل صاحب آن خردمند و بينى او برآمده (كنايه از علو مقام) است.
١٠- پرتو رخشان او از پرتو رسول خدا مشتق است و همه عناصر و خوى و سرشتهاى او پاكيزه است.
١١- بر دوش كشنده بارهاى اقوام به هنگام سختى است. خويهاى او همه شيرين و نعمتها نزديك او شيرينتر است.
١٢- هرگز كلمه (لا) بر زبان نياورد مگر در تشهد نماز كه در آن هم (لا) به معنى (بلى) است.
١٣- اگر تو او را نمىشناسى، پسر فاطمه است و با پدر بزرگ او پيامبران ختم شدهاند.
١٤- خدايش از دير باز او را شرف و فضيلت داده است و قلم سرنوشت براى او چنين رقم زده است.
١٥- اين كسى است كه در قبال پدر بزرگش فضل پيامبران سر تكريم فرود مىآورد و در قبال فضل امت او امتها تواضع مىكنند.
١٦- بر همگان احسان و نيكى همگانى مبذول مىدارد و از آن كورى و تنگدستى و تاريكى بر طرف مىشود.
١٧- هر دو دست او فريادرس است و سود هر دو همگانى است. همواره از دو دست او خير فرو مىريزد، و تنگدستى و فقر آن دو دست را فرو نمىگيرد.
١٨- نرم خويى است كه هرگز از خشم او بيم نيست. دو صفت بردبارى و كرامت او را آراسته است.