ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣٢١ - مجلس بيست و يكم، در امامت و مناقب حضرت سجاد
و چهل و هفت سال با برادر گراميش بوده است و پس از برادرش ده سال مدت امامت ايشان بوده است.
شاعرى چنين سروده است:
«اى پسر دختر محمد ٦! سر تو را آوردند در حالى كه به خونهايش آغشته بود، آغشته بودنى. ترا لب تشنه كشتند و در كشتن تو پاس تنزيل و تأويل را روا نداشتند. و براى اينكه تو كشته شدى تكبير گفتند و حال آنكه با كشتن تو تكبير و لا اله الا الله گفتن را كشتند.»[١] شاعر ديگرى چنين سروده است:
«واى بر آن كس كه شفيعهاى او به هنگام نفخ صور و برانگيخته شدن مردم در قيامت دشمنانش باشند، و چون فاطمه ٧ روز قيامت در حالى كه پيراهنش به خون حسين آغشته است وارد شود، او را چه چارهيى است؟» شاعر ديگرى چنين سروده است:
«اى فاطمه! اگر از اينجا به طف (كربلا) بنگرى حسين را فرو افتاده و پاره پاره شده از دم شمشيرها مىبينى، آن بامدادى كه لشكرها به فرماندهى ابن سعد كه شتابان آتش جنگ را بر مىافروخت حسين را احاطه كردند و به پسر رسول خدا و پسر وصى او حمله آوردند چه كارى بزرگ و دردانگيز بود. آيا در حالى كه نوه رسول خدا در طف به خاك افتاده است مصيبت و اندوه كربلا فراموش مىشود؟»
مجلس بيست و يكم در امامت ابو محمد على بن حسين زين العابدين و مناقب ايشان (كنيه آن امام ابو الحسن هم بوده است)
امام پس از حسين بن على، على بن حسين ٧ است كه شرايط عقلى و نص و تصريح از سوى پيامبر ٦ و پدرش در باره او جمع است و چون اين موضوع را
[١]. در مناقب ابن شهر آشوب، ص ١١٧، ج ٤، اين سه بيت به ضميمه يك بيت ديگر به خالد بن معدان نسبت داده شده و از همان منبع در بحار الانوار، ص ٢٤٤، ج ٤٥، و اعيان الشيعه، ص ٦٢٣، ج ١، چاپ جديد، ١٤٠٣ قمرى، آمده است. خالد بن معدان درگذشته سال ١٠٤ هجرى است و با آنكه رئيس شهربانى يزيد هم بوده است، مشهور به زهد و پارسايى است. براى اطلاع بيشتر، رك، به: زركلى، الاعلام، ص ٣٤٠، ج ٢. م.