ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣١٦ - مجلس بيستم، چگونگى شهادت امام حسين
حسين ٧ به كربلا برگردانده شد، در بيت المقدس هر سنگى را كه برمىداشتند زير آن خون تازه بود و مردم خورشيد و آفتاب را بر ديوارها سرخ رنگ مىديدند، همچون ملافههاى رنگ شده.[١] آنگاه يزيد نعمان بن بشير را خواست و به او گفت آماده شو تا همراه اين زنان به مدينه بروى و چون خواست آنان را بفرستد على بن حسين ٧ را خواست و با ايشان خلوت كرد و گفت: خداوند پسر مرجانه (ابن زياد) را لعنت كند. به خدا سوگند اگر من خودم عهدهدار كار پدرت بودم هر چه از من مىخواست مىدادمش و با آنچه مىتوانستم مرگ را از او دفع مىكردم ولى خداوند آنچه را مىبينى مقدر فرموده بود! اكنون از مدينه براى من نامه بنويس و هر نيازى كه داشته باشى گزارش بده. و دستور داد براى ايشان و افراد خاندانشان جامه فراهم شود و فرستادهيى پيش نعمان بن بشير فرستاد و دستور داد ايشان را شبها حركت دهد و خود پيشاپيش آنان حركت كند و دور از نظر ايشان هم نباشد و هر گاه آنان جايى فرو مىآيند او از آنان فاصله بگيرد و يارانش را به اطراف منزل پراكنده سازد و همچون نگهبان رفتار كنند و چندان از آنان فاصله داشته باشد كه زنها براى قضاى حوايج خود آزاد باشند و به راحتى بتوانند وضو بگيرند، و به فرستاده دستور داد همراه نعمان باشد.
نعمان با آنان مدارا و مهربانى مىكرد تا آنان را به مدينه رساند.
هرگز نوحهسرايى و سوگوارىيى چون سوگوارى بنى هاشم در خانههاى خودشان به هنگام رسيدن خبر شهادت حسين ٧ شنيده نشده است.
ام لقمان دختر عقيل همين كه خبر شهادت امام حسين ٧ را شنيد اندوهگين و پريشان همراه خواهران خود، ام هانى و اسماء و رمله و زينب، بيرون آمد و در حالى كه بر شهيدان مىگريست اين ابيات را مىخواند:
«چه خواهيد گفت اگر پيامبر ٦ به شما بگويد: پس از رحلت من با آنكه آخرين امتها بوديد نسبت به عترت من چگونه رفتار كرديد؟ گروهى از ايشان به
[١]. بدون هيچ تفاوتى در امالى صدوق، ص ١٦٧، چاپ آقاى كمرهيى آمده است.
براى اطلاع از منابع و كتابهاى اهل سنت كه در آن موضوع سرخى آفتاب و بودن خون تازه زير سنگهاى بيت المقدس به طرق مختلف آمده است، به صفحات ٢٩٢ تا ٣٠٠، جلد ٣ كتاب فضائل الخمسه من الصحاح السته علامه سيد مرتضى فيروزآبادى مراجعه شود. م.