ترجمه روضة الواعظين فتال نيشابوري - مهدوي دامغاني، محمود - الصفحة ٣١٠ - مجلس بيستم، چگونگى شهادت امام حسين
و بر زمين ريخت.[١] در اين هنگام لشكر به امام حسين ٧ حمله كردند و او را به جايگاه خيمهها برگرداندند و تشنگى بر آن حضرت بسيار سخت شد و به سوى شريعه و آبشخور فرات روى آورد. سواران عمر بن سعد كه نفرين خدا بر ايشان باد جلوگيرى كردند و ميان ايشان مردى از بنى دارم بود و به آنان گفت: اى واى بر شما ميان او و آب را بگيريد و مگذاريد به فرات دست يابد. امام حسين ٧ فرمود: پروردگارا! او را تشنه بدار. آن مرد دارمى خشمگين شد و تيرى به سوى امام حسين انداخت كه در گلوى ايشان نشست. امام تير را بيرون كشيد و دست خود را زير گلوى خويش گرفت كه هر دو كف دستش آكنده از خون شد و آن را به اطراف پاشاند. و چون امام حسين از سوى شريعه فرات به سوى خيمههاى خويش بازگشت، شمر همراه جماعتى او را احاطه كردند. مردى به نام مالك بن يسر كندى[٢] پيشى گرفت و ضمن دشنام دادن به آن حضرت با شمشير ضربتى بر سر ايشان زد. بر سر امام حسين شبكلاهى بود كه آن را دريد و پر خون شد و امام فرمود: هرگز نتوانى با دست راست خود چيزى بخورى و بياشامى و خدايت با ستمگران محشور فرمايد.
امام حسين ٧ آن شبكلاه را دور افكند. پارچهيى خواست و بر سر خويش محكم بست و شب كلاهى ديگر خواست و بر سر گذاشت و سپس عمامه روى آن بست و به سمت چپ و راست خويش نگريست و چون هيچ كس را نديد، سر بر آسمان بلند كرد و عرضه داشت: پروردگارا! مىبينى نسبت به پسر پيامبرت چگونه رفتار مىشود و اين بنى كلاب آب فرات را بر او بستهاند.
حميد بن مسلم مىگويد: به خدا سوگند هرگز كسى را چون حسين نديدهام كه در احاطه اين همه لشكر باشد و تمام فرزندان و افراد خانوادهاش كشته شده باشند و
[١]. نمىدانم چگونه موضوع جان بازى حضرت ابو الفضل و برادران بزرگوارش در اين مقتل نيامده است. با آنكه عبارات بعدى عينا عبارات مفيد در ارشاد است و در آن آمده است كه در همين حال عباس٧ هم دوش بدوش برادر مشغول جنگ بوده است و خيال مىكنم اين نسخههاى چاپشده روضة الواعظين افتادگيهايى دارد لطفا به صفحات ٢٢٣ تا ٢٢٥ ارشاد، چاپ ١٣٧٧ قمرى تهران مراجعه شود. م.
[٢]. در متن كتاب( مالك بن انس) است و چون موضوع را عينا از ارشاد مفيد برداشته است بر طبق آن اصلاح شد. م.